Information Consulting

لنز (Lens) یک پایگاه اطلاعاتی برای جستجوی پروانه های ثبت اختراع (پتنت) است؛ که امکان جستجوی ساده و جستجو پیشرفته را دارد.

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم آذر 1393ساعت 10:11  توسط علیرضا نوروزی  | 

کتابخانه اجتماعی، نمونه ای از یک شبکه دانشی اجتماعی است

کتابخانه اجتماعی، کتابخانه ای است که محتوای آن دوسویه است؛ یعنی هم کتابداران و هم کاربران در گردآوری، تولید و سازمان‏دهی اطلاعات نقش دارند. و چارچوبی برای مدیریت مجموعه کتابخانه و بهبود آن از طریق افزایش اطلاعات دقیق و ارزیابی شده توسط افراد بالادست (کتابداران) با اطلاعات اجتماعی زیردست ها (کاربران) فراهم می نماید.

منبع: لیزنا

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم آذر 1393ساعت 14:23  توسط علیرضا نوروزی  | 

Social Library and Social OPAC : SOPAC

علیرضا نوروزی

 چکیده

این سخنرانی به معرفی و تعریف کتابخانه اجتماعی (کتابخانه دو) و فهرست اجتماعی (فهرست دو) می پردازد. مفهوم کتابخانه اجتماعی، مفهوم نوینی است که پس از ظهور وب دو و شبکه های اجتماعی مطرح شده است.

اصطلاح «اجتماعی» امروزه معنایش خیلی گسترده تر از آن است که فردی یک توئیت یا پست (پیام) روی شبکه اجتماعی (فیس‏بوک، توئیتر، و ...)  بگذارد. اصطلاح «کتابخانه اجتماعی» در متن حاضر بر کتابخانه ای دلالت دارد که از فناوری های وب 2، شبکه های اجتماعی و کاربران برای غنی سازی اطلاعات استفاده می  نماید. قابل ذکر است که اصطلاح «کتابخانه اجتماعی» در قرن هجدهم و نوزدهم به معنای کتابخانه عمومی مشارکتی به کار می رفته است.

کتابخانه اجتماعی، کتابخانه ای است که محتوای آن دوسویه است؛ یعنی هم کتابداران و هم کاربران در گردآوری، تولید و سازمان‏دهی اطلاعات نقش دارند. و چارچوبی برای مدیریت مجموعه کتابخانه و بهبود آن از طریق افزایش اطلاعات دقیق و ارزیابی شده توسط افراد بالادست (کتابداران) با اطلاعات اجتماعی زیردست ها (کاربران) فراهم می نماید. کتابخانه اجتماعی، نمونه ای از یک شبکه دانشی اجتماعی است. در واقع، اجتماع یا گروهی در مجاورت یک حوزه موضوعی و دانشی خاص به وجود می آورد و اطلاعات زمینه ای به دست آمده از طریق خرد جمعی را بدان اضافه می نماید. این مسئله به ویژه در کتابخانه های تخصصی حائز اهمیت خاصی است. شبکه دانشی اجتماعی، یک محیط مجازی و اینترنتی است که محتویات یا منابع اطلاعاتی هسته در زمینه یک موضوع خاص توسط متخصصان گردآوری، سازماندهی و دسترس‏پذیر می شود. آنگاه خرد جمعی، تجربه و دانش جامعه استفاده کننده نیز به واسطه فناوری های وب 2 و شبکه های اجتماعی بدان افزوده می شود.

کتابخانه اجتماعی در حقیقت، فناوری های وب دو، کتابخانه دو و شبکه های اجتماعی را به کار می گیرد؛ و کتابخانه های سنتی را از طریق به کارگیری مشارکت کاربران پیش می برد؛ و یک فضای اجتماعی تعاملی از کاربران ایجاد می کند. کتابخانه دو و کتابخانه اجتماعی هر دو مفاهیم نسبتاً جدیدی هستند که دیدگاه متخصصان اطلاعات را نشان می دهد.

«فهرست کتابخانه ای اجتماعی»، فهرستی است که امکان برچسب گذاری، ستاره دهی، و نقد آثار موجود در فهرست کتابخانه را فراهم می نماید؛و قابلیت های وب 2 و شبکه های اجتماعی را در فهرست به کار می گیرد. لازمه یک فهرست کتابخانه ای اجتماعی، داشتن نرم افزارهای کتابخانه ای اجتماعی و شبکه های اجتماعی است. به طوری که نرم افزار کتابخانه ای امکان اختصاص دادن یک صفحه شخصی به هر کاربر را فراهم نماید تا کاربر بتواند منابع اطلاعاتی موجود در فهرست کتابخانه را مطالعه، نقد، ستاره گذاری یا برچسب گذاری کند و آن را با دوستان خود به اشتراک بگذارد. در واقع، این فهرست ها امکان شخصی سازی دارند. فهرست دو یا فهرست اجتماعی همچنین این امکان را دارد که منابع اطلاعاتی مناسب و مرتبط را به کاربران مناسب پیشنهاد نماید؛ و همچنین کاربران با علائق موضوعی مشابه را شناسایی و به همدیگر معرفی نماید. این فهرست همچنین می تواند منابع محبوب، پُراستفاده، و پُربارگیری شده را نیز معرفی نماید.

 کلیدواژه ها: فهرست‏نویسی اجتماعی، فهرست اجتماعی، وب 2، کتابخانه 2، کتابخانه اجتماعی

اطلاعات کتابشناختی: نوروزی، علیرضا (1393). کتابخانه اجتماعی و فهرست اجتماعی: سخنرانی. کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران، تهران 10 آذر 1393.  قابل دسترس در: www.slideshare.net/noruzi/social-library-and-social-opac-sopac

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم آذر 1393ساعت 16:13  توسط علیرضا نوروزی  | 

دوستان عزیزی که نظر می گذارند و پرسشی مطرح می نمایند، و یا درخواست راهنمایی یا وقت ملاقات دارند. لطفاً به طور مستقیم به آدرس پست الکترونیکی (anoruzi(at)gmail.com) اینجانب مکاتبه فرمایند. با سپاس

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم آبان 1393ساعت 12:3  توسط علیرضا نوروزی  | 

Scientometric analysis of Iraqi-Kurdistan universities’ scientific productivity 

Alireza Noruzi & Mohammadhiwa Abdekhoda

 Abstract:

Purpose: This purpose of this study is to examine research performance of Iraqi-Kurdistan universities, using the number of papers appearing in journals and proceedings, and the number of citations received by those papers as covered by Scopus, 1970-2012. This study also identifies subject coverage (domain/field) of publications and determines the preference of research communication channel within the research community? 

Design/methodology/approach: A total of 459 papers published by Iraqi-Kurdistan universities and indexed by Scopus during the given time period were considered. The source items (i.e. records of publications by the faculty members of the Iraqi-Kurdistan universities) were all the documents published in international journals and proceedings indexed by Scopus (an Elsevier bibliographic database) from the time period ranging from 1970 to 2012. All papers having an authorship or a co-authorship associated with the Iraqi-Kurdistan universities were included and the number of citations received by them was counted for the period. 

Findings: The study found that major journals used by Iraqi-Kurdistan universities were Eastern Mediterranean Health Journal, Journal of Chinese Clinical Medicine, Asian Journal of Chemistry, Hemoglobin and Journal of Applied Sciences Research. Additionally, three older institutions (Salahaddin University-Hawler, University of Sulaimani and University of Duhok) were the most productive universities. Moreover, the study revealed that 237 of 459 (52 per cent) of publications have international collaborations. It is further evident that among the 459 publications, 211 (40 per cent) have been cited 1,020 times; while 248 (60 per cent) of the papers have not been cited even once, so about 60 per cent of the papers were invisible to world science during the study period. This study also noted that the 25 highly cited papers were cited 484 times, representing 47 per cent of all the citations (484 of 1,020). This indicated a concentration effect, whereby a relatively small number of papers earn most of the citations and research impact generated by the faculty members of Iraqi-Kurdistan universities. 

Originality/value: This is the first scientometric research to analyse Iraqi-Kurdistan universities’ scientific productivity. 

Keywords: Research productivity, Scientometrics, Iraq, Publication productivity, Bibliometrics, Kurds.

 Source: Noruzi, Alireza, & Abdekhoda, Mohammadhiwa (2014). Scientometric analysis of Iraqi-Kurdistan universities’ scientific productivity. The Electronic Library, 32(6), 770-785. Available at: http://www.emeraldinsight.com/doi/abs/10.1108/EL-01-2013-0004

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم آبان 1393ساعت 11:57  توسط علیرضا نوروزی  | 

سلام دوستان مدتي در سفر بودم و اكنون در تهران هستم اگر امري داشتيد با آدرس پست الکترونیکی (anoruzi(at)gmail.com) مکاتبه فرمایید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم شهریور 1393ساعت 13:33  توسط علیرضا نوروزی  | 

وقتی که دانشجو بودم هرگز نپذیرفتم که برای کسی یا جایی بیگاری کنم (البته از بچگی ام زیر بار زور نمی رفتم :) ). تنها جایی که از ما به نحوی بیگاری می کشیدند هنگام کارورزی در دوره کارشناسی بود، که آن‏هم باعث شد با کار بیش‏تر آشنا شوم. در طول سال های گذشته هم که مدرس بودم، هرگز نپذیرفتم برای کسی بیگاری کنم و هرگز از هیچ دانشجویی بیگاری نکشیدم. تا حد امکان سعی کردم که دانشجویان کارهایی انجام دهند که در نهایت زمینه نشر آن فراهم شود. برخی دانشجویان نمی خواستند و نمی خواهند با مدرس کنار بیایند و به بهانه های مخلتف تن به پژوهش ندادند و نمی دهند، بعد می گویند: «من برای فلان استاد کار علمی انجام بدهم که به نام خودش چاپ کند». سال ... وقتی که درس نمایه سازی و چکیده نویسی در دوره کارشناسی ارشد تدریس می کردم یکی از دانشجویان واقعاً محترمه، سرکلاس گفت: استاد آقای ... می گوید من برای دکتر نوروزی تحقیق انجام بدهم و مقاله بنویسم. یک لحظه فکر کردم و همان‏جا گفتم: آقای ... اگر برای من می نویسی ننویس، مرا چه نیازی است به کار و تحقیق و مقاله و چغاله شما. متاسفانه برخی دانشجویان فکر می کنند که اگر مقاله بنویسند برای استاد می نویسند.

در هیچ‏یک از کارهایی که دانشجوها انجام دادند هرگز نپذیرفتم که اسم من پیش از نام دانشجو بیاید مگر این‏که در آن کار واقعاً بیش از پنجاه درصد کار را من انجام داده باشم و ایده اصلی کار از آن من باشد. در مقالاتی که مستخرج از پایان نامه بود در همه موارد بدون چون و چرا نام دانشجو اول است. برخی کتاب ها و مقاله هایم به خاطر همکاری با دانشجو سوخت، برای این‏که دانشجو درس او تمام شد و رفت پی زندگی اش و من ماندم و کار ناتمامی که دیگر نمی شود تمام کرد. یک مورد هم موضوعی که خودم کار می کردم به دانشجو دادم که مطالعه کند و با هم بنویسیم، بعد از چند ماه دیدم که فلان جا مقاله به نام خودش داده و بعدها دیگر روی آن موضوع کار نکردم، البته او را بخشیدم و آلان هم با او رفیقم.

آنچه که من در ذهن داشتم و همیشه به دانشجویانم می گفتم این بود که هیچ چیزی ننویسید مگر این‏که می خواهید جایی آن را چاپ کنید و یک سود و فایده علمی و عملی برای شما داشته باشد. پایان نامه باید به شما یک تخصص بدهد، به آینده شغلی شما کمک کند و در آینده نشان دهند که شما در فلان حوزه موضوعی تخصص دارید. اگر موضوعی غیر این است دلیلی ندارد که شما در مورد آن پایان نامه بنویسد و همیشه هم نباید پی دلتان بروید (در مورد هر موضوعی دلتان می خواهد مقاله بنویسید ولی پایان نامه فرق دارد). شما شش ماه تا یک سال از عمر گرانبهای خود را روی پایان نامه می گذارید پس حداقل چند مقاله از آن به نام خود ثبت کنید.

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم مرداد 1393ساعت 12:49  توسط علیرضا نوروزی  | 

 Information Omnivore / Digital Omnivore

«همه ‌چیزخوارهای دیجیتالی» یا «همه اطلاعات خوارهای» دیجیتالی به افرادی گفته می شود که همه نوع اطلاعات را به عنوان غذای فکری خود استفاده می کنند و دستگاه مغزی آن‏ها هم برای هضم همه نوع اطلاعات انطباق یافته است. فرد «همه اطلاعات خوار» کسی است که اطلاعات را از طیف گسترده ای از منابع اطلاعاتی اعم از کتاب ها، مجله ها، وبلاگ ها، وبگاه ها، شبکه های اجتماعی (فیس بوک و توئیتر)، و ... مطالعه و مصرف می نماید.

البته قابل ذکر است که افراد «همه‌ اطلاعات خوار» در واقع «هر اطلاعاتی» -که افراد دیگر مصرف می کنند - را مصرف نمی کنند. بلکه فقط از اطلاعات سهل الوصول و دارای حداقلی از «ارزش اطلاعاتی» استفاده می کنند. بیشتر افراد همه‌ اطلاعات خوار به شمار می آیند، ولی رژیم اطلاعاتی هر یک از افراد ممکن است از منحصراً «اطلاعات علمی خوار» تا منحصراً «اطلاعات عمومی خوار» متفاوت باشد که این بستگی به آن دارد که چه نوع منابع اطلاعاتی در دسترس آن‌ها قرار دارد. برای مثال، نسل جدید به خاطر عادت به فناوری تلفن همراه نمی توانند از راه مطالعه کتاب تغذیه اطلاعاتی نمایند زیرا به اینترنت و تلفن های همراه عادت کرده اند و بیشتر اوقات خود را با این فناوری های اطلاعاتی و ارتباطی صرف می کنند. 

 البته برخی از «اطلاعات علمی خوارها» هم گاه از اطلاعات عمومی تغذیه اطلاعاتی می کنند و برخی از «اطلاعات عمومی خوارها» هم گاهی اطلاعات علمی  مصرف می کنند، ولی تقسیم بندی انسان‏ها به «اطلاعات علمی خوار»، «اطلاعات عمومی خوار»، و «همه اطلاعات خوار» بر اساس انتخاب منابع اطلاعاتی اصلی از سوی مجموع افراد یک گونه صورت می پذیرد. انسان به طور ذاتی موجودی همه چیزخوار است؛ بنابراین، هر نوع اطلاعاتی هم مصرف می کند.


برچسب‌ها: همه چیز خوارهای دیجیتالی, اطلاعات, تغذیه اطلاعاتی
+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم مرداد 1393ساعت 2:7  توسط علیرضا نوروزی  | 

Alireza Noruzi & Mohammadhiwa Abdekhoda 

Abstract

Google Patents (www.google.com/patents) includes over 8 million full-text patents. Google Patents works in the same way as the Google search engine. Google Patents is the global patent search engine that lets users search through patents from the USPTO (United States Patent and Trademark Office), EPO (European Patent Office), etc.  This study begins with an overview of how to use Google Patent and identifies advanced search techniques not well-documented by Google Patent. It makes several suggestions for improving Google Patents. This study also compares the citation counts provided by Google Patents for journals in the field of library and information science (LIS).  Finally, it concludes that Google Patents provides a free alternative or complement to other patent databases. It also addressed the advantages of Google Patents, for example, easy-use search interface and fast search engine; convenient access to patent images in PDF format; and fast downloads of PDF patent documents.

Keywords: Google Patents; Patent analysis; Patentometric 

Bibliographic information of this paper: Noruzi, Alireza, & Abdekhoda, Mohammadhiwa (2014). "Google Patents: The global patent search engine."   Webology, 11(1), Article 122. Available at: http://www.webology.org/2014/v11n1/a122.pdf

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم تیر 1393ساعت 4:43  توسط علیرضا نوروزی  | 

بخش صفحه آرایی و ویراستاری «کلینیک اطلاعات ایران» درصدد است تا زمینه نشر پایان نامه های دکترا و کارشناسی ارشد که مبانی نظری و تئوری قوی و ارزشمند دارند فراهم نماید.

چندین ناشر خارجی در سطح بین المللی وجود دارند که پایان نامه های دانشجویی را بی کم و کاست در قالب کتاب چاپ می کنند. قابل ذکر است که کلینیک اطلاعات برخلاف این ناشران کل پایان نامه را چاپ نخواهد کرد چون پایان نامه هایی که مطالعه موردی و پیمایشی هستند داده های آنها پس از چند سال ارزش و اعتبار علمی ندارند. بنابراین، فقط فصل دوم پایان نامه که مبانی نظری و تئوری است را پس از ویرایش با همکاری نشر ... چاپ خواهد کرد. ممکن است صفحات مقدماتی فصل اول نیز ارزش استفاده در کتاب داشته باشد.

اگر پایان نامه ای حداقل شصت صفحه در قطع وزیری (چهل صفحه آ چهار با فونت سیزده بی زر یا بی لوتوس) مبانی نظری داشته باشد و شیوه استنادی درون متنی و مآخذنویسی آن درست باشد مورد بررسی قرار خواهد داد. شرط اصلی این است که موضوع پایان نامه بحث روز در حوزه علم اطلاعات، ارتباطات و دانش شناسی باشد و ارزش چاپ در قالب کتاب داشته باشد. در ضمن، ممکن است از نویسنده خواسته شود که به مدت چند ماه کل منابع جدید در آن حوزه را مطالعه نماید و مباحث نظری را تکمیل نماید. چنانچه وقت مطالعه و همکاری ندارید اقدام به این کار نفرمایید. با سپاس

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم تیر 1393ساعت 6:56  توسط علیرضا نوروزی  | 

این نوشته حاوی پیشنهادها و راهنمایی هایی در خصوص انگلیسی نویسی مآخذ پارسی زبان در آثار علمی است که می تواند مورد استفاده دفاتر مجله های علمی و دانشگاهی کشور قرار گیرد. این نوشته حاصل تجربه نویسندگی، داوری، ویراستاری، و سردبیری مجلات و مقالات علمی است. امیدوارم که برای دفاتر مجلات علمی کشور و نویسندگان مقالات سودمند باشد.

همین جا از جناب آقای پرفسور جعفر مهراد ریاست محترم مرکز آی.اس.سی. (پایگاه استنادی علوم جهان اسلام) و مرکز تحت مدیریت ایشان به خاطر انتشار نوشته حقیر کمال تشکر و قدردانی را دارم.

 مشخصات کتابشناختی: نوروزی، علیرضا (1393). انگلیسی نویسی مآخذ پارسی زبان در آثار علمی. شیراز: نامه ‏ی پارسی.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم خرداد 1393ساعت 0:37  توسط علیرضا نوروزی  | 

تا سال هزار و سیصد و هشتاد و یک در کمتر متونی در رشته حقوق عبارت «حقوق مالکیت فکری» به کار رفته است. اغلب حقوقدانان از عبارت «حقوق مالکیت معنوی» استفاده می کردند و هنوز هم برخی از آنان از این عبارت استفاده می نمایند. در سال هشتاد و یک کتابی با عنوان «حقوق مالکیت فکری، حق مؤلف و مالکیت صنعتی» به رشته تحریر درآوردم که برخواسته از پایان نامه کارشناسی ارشد و یک سال مطالعه پس از آن بود. این اثر حقوقدانان را خواسته یا ناخواسته در برابر اصطلاح جدید «مالکیت فکری» قرار داد و بعدها  دوره کارشناسی ارشد با عنوان «حقوق مالیکت فکری» در برخی دانشکده های حقوق ایجاد شد. اگرچه کتاب پیش گفته در برخی از دانشکده های حقوق و آثار حقوقی مورد استفاده و استناد قرار گرفته است؛ اما متاسفانه از آنجا که ناشر آن خارج از حوزه حقوق و قانون بود، آن طور که باید و شاید پخش نشد و مورد استفاده و استقبال قرار نگرفت.

نشر کتاب مناسب توسط ناشر مناسب و تخصصی بسیار حائز اهمیت است.تصمیم دارم که این کتاب را ویرایش تا در صورت امکان توسط یک ناشر تخصصی در حوزه حقوق و قانون به چاپ برسد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم خرداد 1393ساعت 0:36  توسط علیرضا نوروزی  | 

Fractionation of information

تقسیم یا شکستن اطلاعات و جزء به جزء کردن آن یکی از تکنیک هایی است که در رسانه های خبری و همچنین هنگام ارسال پیام های تلفنی استفاده می شود. در واقع، یک خبر یا اطلاعاتی به اجزای مختلف تقسیم می شود و هر دفعه بخشی از آن ارسال می گردد تا ذهن مخاطب تحت تاثیر قرار گیرد و کل اطلاعات و خبر به صورت یکجا در اختیار او قرار داده نمی شود. این تکنیک به ویژه در ارسال پیام های تلفنی خیلی کارساز است و مخاطب را به هیجان می آورد و کنجکاو می شود که بداند که دنباله اش چیست؛ و آخر آن چی می شود. و فرستنده چه چیزی در ذهن و اندیشه خود دارد. لذا مخاطب سعی می کند که آن را دنبال کند و ممکن است از فرستنده بخواهد؛ آخرش؟ هدف؟ دنباله خبر یا اطلاعات؟

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم خرداد 1393ساعت 0:20  توسط علیرضا نوروزی  | 

روزی استاد محترم و برجسته ای گفت: «به شاگردان خود میدان دهید، وقتی که بزرگ شوند فراموش نخواهند کرد که شاگرد چه کسی بوده اند. برای آنها کم نگذارید، نترسید آنها هرگز جای شما را نخواهند گرفت. انرژی سرشار آنها را در جهت مثبت به کار گیرید تا رشد کنند و بزرگ شوند. به یاد داشته باشید که شاگردان هرگز معلمان و استادان خوب خود را فراموش نخواهند کرد و برخی از آنان را الگوی علمی، شخصیتی و رفتاری خود قرار می دهند.»

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم مهر 1392ساعت 11:48  توسط علیرضا نوروزی  | 


Résumé 
Par relation, nous entendons l'association, la connexion et l'interaction entre différentes entités. Sur la base de cette définition, une relation bibliographique est l'association, la connexion et l'interaction entre différentes entités bibliographiques, ou entre des composants de ces entités. « Une œuvre connexe est une œuvre liée à une autre œuvre par un rapport privilégié (c'est-à-dire une adaptation, un commentaire, un supplément, une suite, ou comme partie d'une œuvre plus vaste) » (RDA 25.1.1.1). Le modèle conceptuel du FRBR est bâti sur des relations entre les entités bibliographiques et parmi elles. « Les relations [bibliographiques] ont pour utilité d'être le véhicule par lequel le lien entre une entité et une autre peut être décrit, et donc le moyen par lequel l'utilisateur reçoit assistance dans sa navigation de l'univers représenté dans une bibliographie, un catalogue, ou une base de données bibliographique. » [IFL 09]. Le chapitre cinq du rapport final du FRBR est consacré aux relations bibliographiques. 
 Les relations bibliographiques sont souvent rendues explicites par une note ou un moyen similaire qui indique l'existence d'une relation entre l'entité décrite dans la notice et une autre entité, et représente clairement la nature de cette relation (par exemple « Traduit de l'italien Intima stanza » quand il s'agit d'une relation au niveau de l'expression ou « Scénario de F. Truffaut et J. Gruault, d'après le roman du même titre de H.-P. Roché » s'il s'agit d'une relation au niveau de l'œuvre). Il est important de retenir que dans le modèle du FRBR, une relation n'est pas opérationnelle tant que les entités de chaque côté de la relation ne sont pas identifiées explicitement [IFL 09]. Par exemple, «d'après un roman de Moshe Gaash », « d'après un court métrage d'animation » ne présentent pas une relation d'œuvre à œuvre explicite, mais « d'après le roman Spying on Dracula de Mary Labatt » indique une relation explicite.

Arsenault, Clément and Noruzi, Alireza. Les relations bibliographiques entre une œuvre et une autre œuvre selon le modèle FRBR : la perspective canadienne. 2012 In: L’organisation des connaissances : dynamisme et stabilité. Hermès science et Lavoisier, pp. 105-117. [Book chapter]

برچسب‌ها: سازماندهی دانش
+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم مهر 1392ساعت 17:44  توسط علیرضا نوروزی  |