X
تبلیغات
Information Consulting and Information counseling = مشاوره  اطلاعاتى 
Information Consulting

 مقدمه

دانشگاه‏ها، سردبیران و اعضای هیأت تحریریه مجله های علمی (اغلب پزشکی) در خصوص انگلیسی نویسی منابع و مآخذ پارسی زبان بر این باورند که این مجله ها در نمایه نامه های بین‏ لمللی نمایه سازی می شوند. بنابراین باید منابع و مآخذ نیز به زبان انگلیسی ترجمه شوند. از سوی دیگر، پایگاه های اطلاعاتی خارجی هم برای تسهیل امور جاری خود اصرار دارند که منابع، انگلیسی نویسی شود. زیرا با زبان های پارسی، عربی، چینی و غیره مشکل دارند. تا این‏جای کار، توجیه مجله‏ها و پایگاه‏های اطلاعاتی منطقی است.

مشکل زمانی آغاز می شود که مجله های ایرانی (اغلب در حوزه پزشکی، مانند: مجله پیاورد سلامت و مجله مدیریت اطلاعات سلامت) که منابع پارسی را به انگلیسی ترجمه کرده اند در نمایه های ملی مانند: پایگاه استنادی اطلاعات علمی (www.SID.ir) جهاد دانشگاهی، پایگاه استنادی جهان اسلام (ISC) و پایگاه های اطلاعاتی ایرانداک نمایه سازی شوند؛ آن‏جا که منابع غیرپارسی زبان وارد سیستم نمی شوند (تایپ نمی شوند) و غیر از مقاله مجله سایر مآخذ (کتاب، پایان‏نامه، گزارش، طرح پژوهشی و غیره) بر اساس سیاست‏گذاری نمایه سازی پایگاه اطلاعاتی حذف می گردند.

به عنوان فردی در حوزه نمایه‏سازی از یک سو و علم سنجی از سوی دیگر مطالعه دارم، بر این باورم که سردبیران و دانشگاه های ایرانی که چنین سیاستی را در پیش گرفته اند ضربه سنگینی بر نظام استنادی و شبکه ارجاعی مقاله های مجله های خود و آثار نویسندگانی که در این مجله ها مقاله چاپ می نمایند وارد می کنند و با این کار حتی در محاسبه ضریب تاثیرگذاری مجله خود در سطح ملی هم اختلال ایجاد می کنند.  

تا این‏جای قضیه مربوط به مجله‏ها و پایگاه‏های اطلاعاتی بود. ضلع سوم این مثلث، کاربران هستند که با دیدن پیشینه اطلاعاتی یک مقاله در یک پایگاه استنادی ایرانی و مشاهده عبارت مآخذ (0)، استنادها (0) در زیر آن پیشینه، به طور عادی فکر می کنند که نویسنده آن مقاله از هیچ سندی استفاده نکرده است و هیچ فردی هم به او استناد نداده است. بنابراین، با خود می گویند که آن مقاله، اعتبار علمی و پژوهشی ندارد و چه بسا از مطالعه آن صرف نظر کنند (البته کاربران کاملاً حق دارند که چنین تصوری کنند).

 

در زیر برخی چالش ها و مشکلات این رویکرد شرح داده می شود و پیشنهادهایی برای ترجمه مآخذ پارسی به زبان انگلیسی  ارائه می گردد.

 

نابسامانی در ورود اطلاعات یا عدم ورود اطلاعات منابع لاتینی در پایگاه های اطلاعاتی ایرانی

پایگاه اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی سیاست حذف منابع لاتین را در پیش گرفته است (حذف منابع پارسیِ انگلیسی شده نیز جزو همین سیاست‏گذاری نمایه سازی است)؛ در حالی که پایگاه استنادی علوم جهان اسلام در سال‏های اخیر سیاست ورود اطلاعات منابع انگلیسی، فرانسه و عربی را در پیش گرفته است.

یکی از مجله‏های علمی و پژوهشی حوزه کتابداری پزشکی «پیاورد سلامت» است. این مجله در پایگاه استنادی جهاد دانشگاهی و پایگاه استنادی جهان اسلام نمایه‏سازی می‏ شود. اگر در پایگاه جهاد دانشگاهی پیشینه های این مجله را ملاحظه نمایید خواهید دید که برای همه مقاله ها، مراجع (0) نوشته شده است و در پایگاه استنادی جهان اسلام هم برای استنادهای هر مقاله عدد صفر قید شده است. دلیل آن این است که این مجله از سیاست انگلیسی نویسی منابع پارسی تبعیت می کند. البته هدف از ذکر این مجله فقط ذکر مثال است و از منظر علمی مجله معتبری است.

 

تضاد دوگانه پایگاه های اطلاعاتی ایرانی و مجله های پارسی زبان

با ذکر مثالی چالش های پایگاه های اطلاعاتی و مجله ها بیان می گردد. تصور کنید که مقاله (الف) در مجله «پیاورد سلامت» به زبان پارسی منتشر شده است. در پایگاه اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی و پایگاه استنادی علوم جهان اسلام، اطلاعات کتابشناختی آن (عنوان، نام نویسنده و ...) به زبان پارسی وارد شده است (امری که طبیعی به نظر می رسد). حال تصور بفرمایید که مآخذ همان مقاله (الف) به زبان انگلیسی برگردانده شده است.

یک سال بعد، مقاله (ب) به مقاله (الف) استناد می کند و در همان مجله پیاورد سلامت منتشر می شود. اما نویسنده مقاله (ب) به اجبار دفتر همین مجله، اطلاعات کتابشناختی مقاله (الف) را به زبان انگلیسی ذکر می کند؛ با این فرض که قرار است مجله «پیاورد سلامت» در پایگاه اطلاعاتی اسکوپوس و پابمد نمایه سازی شود.

تضاد و ناسازگاری دوگانه ای در این‏جا وجود دارد: اطلاعات کتابشناختی (پیشینه کتابشناختی) مقاله پارسی (الف) و (ب) به زبان پارسی وارد پایگاه اطلاعاتی ایرانی شده است؛ در حالی که اطلاعات کتابشناختی استنادی به مقاله (الف) به زبان انگلیسی وارد سیستم می شود و سیستم قادر به درک و تشخیص رابطه استنادی یا ارجاعی انگلیسی نویسی نیست. لذا در پیشینه کتابشناختی مقاله (الف) تعداد استنادهای آن نمایش داده نمی شود و جستجوگران اطلاعات فکر می کنند که کسی به آن مقاله استناد نکرده است. برای تأیید یا رد پیش فرض خود در پایگاه استنادی جـــهان اســـــــلام و پایگاه اطلاعات جهاد دانشــــگاهی جستجو کردم که شاید این پایگاه ها یک استناد به یکی از مقاله های این مجله نشان دهند و پیش فرض مرا رد نمایند؛ ولی دریغا که حتی یک مورد نیافتم و بر اساس اطلاعات این پایگاه ها مقاله های مجله «پیاورد سلامت» فاقد ضریب استنادی و ضریب پژوهشی هستند و هیچ نویسنده ای به آنها استناد نمی کند. برای تأیید پیش فرض سردبیران و سازمان های حامی مجله ها، در نرم افزار هارزینگ (مبتنی بر پژوهشگر گوگل) جستجو کردم که بدانم آیا استنادها به مجله (Payavard Salamat) در پژوهشگر گوگل نشان داده می شود یا خیر؟ آفرین بر پژوهشگر گوگل و نرم افزار هارزینگ که حداقل 29 استناد به مقاله های این مجله نشان می دهند و این نشان می دهد که این مجله ضریب پژوهشی و ضریب استنادی دارد. این قضیه در مورد مجله های دیگری که مآخذ آنها به زبان انگلیسی برگردانده می شود نیز صادق است. دلیل نشان دادن تعداد استناد به مقاله های مجله «پیاورد سلامت» توسط پژوهشگر گوگل این است که روبات آن، اطلاعات موجود در چکیده انگلیسی مقاله ها را مورد توجه قرار داده و بعد استنادهای آن‏ها را نمایش می دهد.

اگر یک کاربر ایرانی بخواهد مآخذ یک مقاله پارسی را در پایگاه های داخلی دنبال کند و بخواهد اصل منابع و مآخذ آن مقاله را نیز مطالعه کند به طور حتم با مشکل مواجه خواهد شد و این نقض آشکار فلسفه وجودی پایگاه های استنادی است. هر پژوهشگر تازه کاری می داند که یکی از ساده ترین راه‏های بازیابی منابع مرتبط با یک مدرک، مطالعه مآخذ آن است. در آن سوی قضیه هم نظام استنادی و ارجاعی مقاله های داخلی و محاسبه تعداد استناد به هر مقاله/مجله و ضریب تاثیرگذاری آن مجله با مشکل مواجه خواهد شد.

بنابراین یا بایستی پایگاه های اطلاعاتی داخلی به سمت انگلیسی نویسی اطلاعات کتابشناختی و فهرست مآخذ پیش بروند که در درازمدت این کار به زیان زبان پارسی و منابع پارسی زبان است؛ زیرا نویسندگان هنگام استناد به منابع پارسی زبان هر طور که دلشان بخواهد آن را ترجمه می کنند؛ مگر این‏که از راهکارهایی علمی در پیش گرفته شود. لذا هرج و مرج در نظام‏های اطلاعاتی موجود بیشتر خواهد شد.

اگر نگاهی به پایگاه های اطلاعاتی چین، ژاپن، اسپانیا، برزیل و هر کشور غیرانگلیسی زبانی داشته باشیم، خواهیم دید که به خاطر ورود به پایگاه های اطلاعاتی خارجی منابع و مآخذ مجله های خود را به زبان انگلیسی ترجمه نمی کنند. به طور خلاصه می توان گفت که انگلیسی نویسی غیراستاندارد منابع پارسی مقاله های مجله‏های ایرانی باعث اتلاف وقت و سرمایه پژوهشگران و پایگاه های اطلاعاتی می شود.


جمع بندی و راهکار پیشنهادی

فلسفه ترجمه مآخذ به زبان انگلیسی، سؤال برانگیز است. پرسش اساسی این است که با چه هدفی مآخذ مقاله های پارسی به زبان انگلیسی برگردانده می شود؟ به خاطر ورود در پایگاه های اطلاعاتی خارجی؟ برای این‏که ضریب تأثیر مجله در پایگاه های اطلاعاتی خارجی نشان داده شود؟ ظاهراً به نظر می رسد که برای دفاتر مجله ها و دانشگاه های حامی آن‏ها مهم نیست که استنادهای پارسی و ضریب تاثیر مجله در پایگاه های اطلاعاتی ایرانی نشان داده نشود و جلب رضایت کاربران ایرانی هم برای آنها اهمیتی ندارد.

راهکارهای پیشنهادی به شرح زیر است:

راهکار اول: نخستین و ساده ترین راهکار این است که منابع پارسی زبان به صورت پارسی بمانند. پایگاه های اطلاعاتی خارجی می توانند هنگام ورود اطلاعات آن‏ها را نادیده گرفته و تایپ نکنند؛ همان طور که برخی از پایگاه های داخلی منابع انگلیسی را وارد سیستم نمی کنند، هرچند این با فلسفه وجودی نمایه های استنادی در تضاد است. در واقع، ساده ترین و عملی ترین راهکار این است که مآخذ پارسی در مقاله بعد از ذکر واژه «مآخذ یا منابع» آورده شوند و به دنبال آن مآخذ انگلیسی بعد از ذکر واژه «References» آورده شوند. به این صورت پایگاه های اطلاعاتی خارجی همان مآخذ انگلیسی را وارد سیستم می کنند و کاری به مآخذ پارسی مقاله ها ندارند. از سوی دیگر، پایگاه های اطلاعاتی ایرانی نیز مآخذ پارسی را وارد سیستم می نمایند و اگر تمایل داشتند مآخذ انگلیسی را هم وارد می کنند.

اما اگر دقدقه ذهنی سردبیران و سازمان های حامی مجله ها این است که فراوانی استناد به مجله ها و ضریب تأثیر مجله ها در سطح بین المللی و در محیط وب نشان داده شود، در این صورت می توانند دو نسخه از مجله را تهیه کنند، یک نسخه با مآخذ لاتینی شده که برای پایگاه های اطلاعاتی خارجی ارسال شود و نسخه ای دیگر به سبکی که در بالا ذکر شد برای پایگاه های اطلاعاتی داخلی ارسال گردد.

همچنین پیشنهاد می شود که کمیسیون نشریات علمی کشور، مسؤولان پایگاه های اطلاعاتی و کتابخانه ملی ایران قانونی را تصویب نمایند که به موجب آن تمامی مجله ها و کتاب‏های پارسی زبان که از این پس منتشر می شوند، حتماً صفحه عنوان انگلیسی داشته باشند.

راهکار دوم: هر منبع پارسی زبان همزمان به زبان انگلیسی هم در فهرست مآخذ ذکر شود؛ البته آن هم فقط برای مجله هایی که در پایگاه های اطلاعاتی خارجی نمایه سازی می شوند و نه برای تمامی مجله ها.

راهکار سوم: برقرار کردن رابطه کتابشناختی در پایگاه های اطلاعاتی ایرانی از طریق شناساگرهای ویژه انجام شدنی است. به هر مقاله یک شماره شناسایی یا شناساگر واحد داده شود که بعد پایگاه های اطلاعاتی ایرانی بتوانند از طریق آن شناساگر مآخذ را فراخوانی کنند. در این حالت شاید لازم باشد که پایگاه اطلاعاتی برای یک مقاله دو پیشینه ایجاد نماید: پیشینه ای حاوی اطلاعات کتابشناختی و چکیده پارسی و پیشینه ای حاول اطلاعات کتابشناختی انگلیسی و چکیده انگلیسی مقاله.

 

ترجمه استنادهای پارسی زبان به زبان انگلیسی

استناد به مقاله مجله پارسی

هنگام استناد به یک مقاله پارسی می توان از عنوان انگلیسی آن، که در قسمت چکیده انگلیسی مقاله های مجله موجود است استفاده کرد تا با اطلاعات کتابشناختی مجله مطابقت داشته باشد. در واقع، عنوان انگلیسی و نام نویسنده به زبان انگلیسی ذکر شده در چکیده انگلیسی به عنوان منبع معیار و منبع استاندارد در نظر گرفته می شود. سایر اطلاعات کتابشناختی مجله در پشت جلد آن موجود است. به طور معمول، نویسندگان استنادکننده (استنادگر) از عنوان موجود در چکیده انگلیسی و مشخصات پشت جلد مجله به انگلیسی  استفاده می کنند.

 

استناد به کتاب پارسی

کتاب‏های معاصر

به طور معمول، نویسندگان استنادکننده از عنوان موجود در صفحه عنوان انگلیسی و مشخصات پشت جلد کتاب به انگلیسی استفاده می کنند. 

کتاب‏های قدیمی

برای استناد به کتاب‏های قدیمی که فاقد صفحه عنوان به زبان یا خط دیگر هستند، لازم است که مشخصات کتابشناختی آن‏ها به زبان انگلیسی ترجمه شود. در نتیجه، نویسندگان استنادکننده به دلخواه خود عنوان را ترجمه کرده و یکدستی رعایت نمی شود. اگر دفتر یک مجله بخواهد اطلاعات مآخذ پارسی قدیمی را ترجمه کند، برای دفتر مجله دردسرهایی مالی و زمانی به دنبال دارد و شاید بهتر باشد به همان نویسندگان استنادکننده واگذار شود.

چنانچه شیوه نامه استنادی رعایت شود، خیلی مهم نیست که عنوان یک کتاب قدیمی را نویسندگان استنادکننده چگونه ترجمه کنند؛ اما برای این‏که استناد به مجله ها و کتاب های پارسی معاصر و منتشر شده در دهه های اخیر در پایگاه های اطلاعاتی خارجی مثل اسکوپوس، پژوهشگر گوگل (گوگل اسکالر) و غیره نشان داده شود، بهتر است از همان اطلاعات پشت جلد و چکیده های انگلیسی خود آثار استفاده شود. 

استناد به آثار خارجی ترجمه شده به زبان پارسی

هنگام استناد به آثار ترجمه ای قاعدتاً باید به متن ترجمه استناد شود. البته برخی استنادکنندگان به اصل منبع انگلیسی استناد می کنند و نویسنده ایرانی را دور می زنند که درست نیست. قاعده کلی که می توان برای آثار ترجمه ای در نظر گرفت این است که نام نویسندگان فرنگی و عنوان انگلیسی یا زبان اصلی آن‏ها ذکر شود و سپس نام مترجم پس از عبارت (Translated by) بیاید و بعد سایر اطلاعات کتابشناختی منبع به زبان انگلیسی آورده شود. 

آوانویسی عنوان اثر

از آن‏جا که انتظار می رود مجله های پارسی در پایگاه های اطلاعاتی خارجی، مانند: اسکوپوس، پژوهشگر گوگل، و غیره نیز نمایه سازی شوند؛ لذا آوانویسی منابع و مآخذ استناد شده و یا ذکر استنادها به زبان پارسی فایده ای ندارد (اگر از دید بین المللی به آن نگاه کنیم). در واقع، پایگاه های اطلاعاتی خارجی منابع و مآخذ پارسی را وارد پایگاه اطلاعاتی خود نمی کنند و با زبان پارسی مشکل دارند.

نویسندگان خارجی هنگام استناد به یک اثر غیرانگلیسی زبان، عنوان مقاله یا کتاب به زبان اصلی (که به طور معمول با خط لاتین است) را می آورند و داخل پرانتز عنوان را به زبان انگلیسی می نویسند تا خواننده بتواند موضوع مأخذ را دریابد و اگر علاقه مند بود به دنبال آن بگردد. اگر زبان پارسی به خط لاتین بود، این مساله قابل انجام بود؛ ولی در شرایط موجود شدنی نیست. 

 

پیشنهاد پژوهش برای دانشجویان

بررسی میزان استناد به مجله ها و کتاب های پارسی زبان در آثار خارجی توسط غیرایرانی ها

چنین پژوهشی نشان خواهد داد که آیا واقعاً لازم و ضروری است که مآخذ پارسی به زبان خارجی ترجمه شوند.

بررسی میزان استناد به مجله های ایرانی انگلیسی زبان توسط غیرایرانی ها

مقایسه سیاست های نمایه سازی پایگاه های اطلاعاتی ایرانی

مطالعه کتابسنجی و تحلیل استنادی مجله های علمی پژوهشی ایرانی (قابل توجه دانشجویانی که دوست دارند مقاله علمی چاپ نمایند: می‏توان با سردبیر یک مجله علمی پژوهشی مکاتبه کرد و مساعدت او را با مطالعه کتابسنجی و تحلیل استنادی آن مجله جلب کرد و بعد زمینه چاپ مقاله علمی خود را در همان مجله فراهم نمود. به این صورت زمینه گسترش فنون کتابسنجی و علم سنجی در سایر حوزه ها نیز فراهم می شود و مقاله هم در مجله های علمی پژوهشی چاپ می شود. این رویکردی است که نویسندگان هندی برای تحلیل کتابسنجی مجله های خارجی در پیش گرفته اند و زمینه چاپ مقاله خود در این مجله را نیز فراهم می نمایند.) 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم خرداد 1392ساعت 17:5  توسط علیرضا نوروزی  | 

'''اسباب‌بازی‌خانه''' یا '''کتابخانه اسباب‌بازی''' در زبان انگلیسی به آن (Toy library)  و در زبان فرانسه به آن (Ludothèque) گفته می‏شود. اسباب‌بازی‌خانه یا کتابخانه اسباب‌بازی به طور معمول اسباب‌بازی‌ها، پازل‏ها و بازی‌های رایانه‌ای را برای مدت دو هفته به کاربران و اعضای خود، امانت یا اجاره می‏دهند و همچنین امکان استفاده در محل را فراهم می‏نمایند. اسباب‌بازی‌خانه یا کتابخانه اسباب‌بازی امکان دسترسی کودکان به اسباب‌بازی‌ها و بازی‌های رایانه‌ای جدید را فراهم می‏کنند و بدین ترتیب در هزینه خرید اسباب‏بازی‌ها و بازی‌های رایانه‌ای توسط خانواده‌ها نیز صرفه جویی می‏نمایند. اسباب‌بازی‌خانه‌ها جایگاه ویژه‌ای در سرگرمی و تفریح کودکان دارند. اسباب‌بازی‌خانه‌ها همچنین با نگه داشتن کودکان برای مدت حداقل دو ساعت این امکان را برای والدین فراهم می‏نمایند تا بتوانند به امور اداری و روزمره خود بپردازند. تاریخچه اسباب‌بازی‌خانه‌ها در ایالات متحده آمریکا، فرانسه و کانادا به دهه شصت و هفتاد میلادی باز می‏گردد.

مدخل '''اسباب‌بازی‌خانه''' یا '''کتابخانه اسباب‌بازی''' را در ویکی‏پدیا ایجاد کردم.

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم خرداد 1392ساعت 0:14  توسط علیرضا نوروزی  | 

بررسی میزان همکاری های علمی کشورهای حوزه خلیج فارس با کشورهای اسکاندیناوی در پایگاه اطلاعاتی اسکاپوس طی سال های 1989-2009

نویسنده: عارف ریاحی و علیرضا نوروزی 

چکیده:

در سال‏های اخیر مطالعات فراوانی توسط پژوهشگران و سیاست‏گذاران علمی کشورها در رابطه با همکاری های علمی پژوهشی صورت گرفته و اهمیت و مزایای این همکاری ها و همچنین جنبه های گوناگون آن به شدت مورد توجه قرار گرفته است. هدف از این پژوهش بررسی میزان همکاری های علمی کشورهای حوزه خلیج فارس با کشورهای اسکاندیناوی، در پایگاه اطلاعاتی اسکاپوس طی سال‏های 1989-2009 است. پژوهش حاضر، پژوهشی پیمایشی- توصیفی است و از روش علم سنجی برای انجام این پژوهش استفاده شده است.

در پژوهش حاضر، وضعیت تولید علم 8 کشور حوزه خلیج فارس و 5 کشور اسکاندیناوی و مشارکت علمی آن‏ها در تولید مقاله و پروانه های ثبت اختراع مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. یافته ها نشان می دهد که در سال‏های اخیر همکاری های علمی کشورهای دو منطقه در تولید مدارک علمی مشترک روند رو به رشدی را طی کرده و از سال 2004 به بعد، رشد سالانه 31 درصدی را داشته است؛ اما به طور کلی همکاری های علمی مشترک میان آن‏ها در مقایسه با همکاری علمی بین المللی شان، درصد بسیار ناچیزی را به خود اختصاص داده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که در میان پژوهشگران حوزه های مختلف علوم، پژوهشگران حوزه پزشکی فعال‏ترین و در میان کشورهای پرکار دو منطقه، ایران از حوزه خلیج فارس و سوئد از منطقه اسکاندیناوی فعال‏ترین کشورها به شمار می آیند. در میان سازمان‏های پرکار نیز، دانشگاه کارولینسکای سوئد، دانشگاه پزشکی کارولینسکا، دانشگاه کویت و دانشگاه علوم پزشکی تهران از اصلی ترین مراکز و مؤسسه های آموزشی و پژوهشی در تولید مقاله های علمی مشترک به حساب می آیند. نتایج این پژوهش همچنین نشان می دهد که در هر دو منطقه، همبستگی بسیار بالایی میان میزان تولیدات علمی هر کشور و میزان همکاری های علمی آن کشور وجود دارد. 

کلیدواژه ‏ها: همکاری علمی، تالیف مشترک، علم سنجی، تولید علم، پروانه ثبت اختراع، کشورهای حوزه خلیج فارس، پایگاه اطلاعاتی اسکاپوس (Scopusکشورهای اسکاندیناوی

 منبع: 

ریاحی، عارف، و نوروزی، علیرضا (1390). بررسی میزان همکاری‌های علمی کشورهای حوزه خلیج فارس با کشورهای اسکاندیناوی در پایگاه اطلاعاتی اسکاپوس طی سال‌های 1989-2009. رهیافت،  23(48) 91-110.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم خرداد 1392ساعت 1:23  توسط علیرضا نوروزی  | 

محتوای یک اثر (کتاب یا مجله) برای خوانندگان از اهمیت خاصی برخوردار است. علاوه بر محتوا و موضوع اثر، نحوه نگارش و ادبیات آن نیز حائز اهمیت است. همین امر نویسندگان را ملزم می‏نماید تا آثار خود را با ساختار زبانی و نگارشی درست ارائه نمایند. اشتباه‏های نگارشی، ادبی، ساختاری و علمی که گاهی ناچیز و کم اهمیت هستند، ممکن است که علی‏رغم محتوای بسیار خوب یک اثر، نگاه خوانندگان را نسبت به آن عوض ‏کند. به همین دلیل حتی نویسندگان برجسته هم ترجیح می‏دهند که آثار آن‏ها را فرد دیگری بررسی، مطالعه، و در صورت نیاز ویراستاری نماید (هرچند به توافق طرفین در خیلی از موارد نامی از ویراستار برده نمی‏شود). در راستای بهبود کیفیت نوشته های علمی از نظر ادبی، زبانی و صوری، و همچنین علمی و فنی سفارش ویراستاری پذیرفته می‏شود.

  • نوشته بایستی در محیط وورد تایپ شده باشد، و فونت سیزده یا چهارده زر یا لوتوس نازک و فاصله بین خطوط  یک سانتی‏متر باشد.
  • پس از دو روز از ارسال فایل، متن اثر بررسی شده و حجم کار ویراستاری بر اساس سطح نوشته تخمین زده می‏شود.
  • مدت زمان انجام کار و هزینه‏های آن بستگی به حجم کل نوشته دارد.

+ نوشته شده در  جمعه بیستم اردیبهشت 1392ساعت 17:0  توسط علیرضا نوروزی  | 

انالله و انالیه راجعون

امروز ظهر دیدم که یکی از دوستان روی فیس بوک (رخ نامه) خود نوشته است: انالله و انالیه راجعون ... استاد بزرگوار دکتر عباس حرّی به ملکوت اعلی پیوست.

خبر بسیار ناراحت کننده ای بود. دلم می خواست پیام تسلیت توی گروه بحث بنویسم؛ چند بار جمله تسلیت نوشتم اما دلم نیامد بفرستم. قبول این واقعیت برایم خیلی سخت بود که استاد دکتر حرّی که معلمی صمیمی و دوست داشتنی  بود از این عالم خاکی رخت بر بسته است. دلم نمی خواست من آن کلاغ خبررسانی باشم که در گروه بحث دل شاگردان دکتر حرّی را به درد بیاورد و با این خبر آنها را هم در سوگ استاد بنشاند. روحش شاد و یادش گرامی باد.

سال‏های 1377 تا 1380 شاگرد دکتر حرّی بودم. در جلسه دفاع پایان نامه یکی از همکلاسی هایم که استاد دکتر عباس حرّی و استاد خانم نوش آفرین انصاری حضور داشتند، در پایان به شوخی گفتم که دوستان کنار پدر و مادر کتابداری ایران بنشینید که از شما عکسی یادگاری بگیرم. مرحوم دکتر حرّی که معلمی خوش ذوق و شوخ طبع بود، فرمود: ... بچه های من بیایید که عکس بگیریم. یادش به خیر.

وقتی که امتحان اعزام به خارج قبول شدم و دانشجوی دکترا شدم یکی از دلایل انتخاب دانشگاه تهران به عنوان محل خدمتم این بود که واقعاً دلم می خواست هنگام بازگشت به ایران در دانشگاه تهران بازهم شاگرد دکتر حرّی باشم. ...

 ولی افسوس پیش از اینکه من به وطنم، کشورم و سرزمین اجدادی ام برگردم، استاد دکتر حرّی در کمال ناباوری خود را بازنشسته کرد. وقتی که برگشتم دیگر استادم حضور نداشت که به من درس معلمی بیاموزد و برخی ها را به مروت و مدارا دعوت کند ...

آخرین باری که در اهواز در جلسه دفاع پایان نامه دکترای یکی از دوستان استادم را دیدم و با او دست دادم و گفتم می خواهم ترک وطن کنم، دستم را با لبخند فشرد. حس عجیبی به من دست داد. بدون اینکه چیزی به استادم بگویم سرم را پایین انداختم و به دستش نگاهی کردم، با غم و اندوهی درونی از او خداحافظی کردم. احساس غمگینی داشتم. نگران بودم که مبادا این آخرین باری باشد که این استاد عزیز را می بینم؛ درست همان طور که خیلی از عزیزان و دوستانم را برای آخرین بار دیدم و به ملکوت اعلی پیوستند و در غربت داغ گرانی بر دل من گذاشتند.

روحش شاد و یادش گرامی باد.

عکس یادگاری با استاد دکتر حری در همایش اصفهان

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم اردیبهشت 1392ساعت 2:43  توسط علیرضا نوروزی  | 

تولید، مدیریت و سازماندهی دانش شخصی به ویژه در قالب فایل های رایانه ای با چالش های اساسی مواجه است. به خاطر همین مساله است که طی چند سال اخیر به موضوع زیر توجه فراوان شده است و در واقع، موضوع هایی مانند فاکسونومی (رده بندی مردمی)، برچسب گذاری اجتماعی و غیره هم تا حدود زیادی برای پاسخ به سازماندهی و مدیریت دانش شخصی به وجود آمدند

Personal Knowledge Management

Personalized Knowledge Management

من برای کنترل این مساله از دو روش استفاده می کنم:

یک. مقوله بندی یا Categorization پوشه ها

برای نمونه، اگر مقالات از مجله های مختلف گردآوری می کنم. یک پوشه به نام مجلات کتابداری دارم، در دل آن پوشه به تعداد مجلات پوشه می سازم، در دل هر مجله به تعداد سال های آن پوشه می سازم، و در دل هر سال شماره های آن را قرار می دهم، که این رویکرد امکان بازیابی یک مقاله در فلان مجله در فلان سال و شماره را به سادگی میسر می سازد. به طور خلاصه به تعداد موضوع های مورد علاقه ام و کارهای در دست انجام پوشه می سازم. برای نمونه،

     نمایه سازی

     فهرستنویسی و رده بندی

     ابرداده

     فاکسونومی

     مدیریت دانش

     مشاوره اطلاعاتی

     مجلات کتابداری و اطلاع رسانی خارجی

     مجلات ایرانی که داور هستم

     مجله وب شناسی (وبولوژی)

     نامه های اداری

     نامه های شخصی

     مقالات منتشر شده

     کتاب های منتشر شده

     کارهای در دست انجام

     و غیره

این روش مقوله بندی یا طبقه بندی اطلاعات شخصی در درازمدت خیلی سودمند است. البته هر فردی به تناسب علائق فردی اش طبقه بندی می کند یا تاکسونومی شخصی طراحی می کند که بحث Folk taxonomy هم در سازماندهی دانش شخصی جالب و سودمند است. زیرا هر فردی ممکن است که دانش شخصی یا هر موضوعی را بر اساس پیشداشته های ذهنی خود طبقه بندی نماید

http://en.wikipedia.org/wiki/Folk_taxonomy

 دومین روشی که تاکنون به کار گرفته ام این است که عنوان کامل سند، مدرک، مقاله، پایان نامه یا ... را در نام فایل آن وارد می کنم. البته اگر عنوان خیلی طولانی باشد و رایانه نپذیرد واژه هایی که بار اطلاعاتی ندارند را حذف می کنم. به دلیل استفاده از این روش دوم، وقتی دانشجویی می گوید من در مورد موضوع پایان نامه ام جستجو کردم هیچ مقاله ای پیدا نکردم با تایپ کلیدواژه اصلی موضوع می گویم که این تعداد مدرک در مورد آن موضوع هست. بنابراین درست جستجو نکردید :) یا با تایپ کلیدواژه موردنظر او می گویم این تعداد مقاله هست و قبل از بحث باید مطالعه کنید. یا وقتی می خواهم به یک نامه اداری که ده سال پیش خطاب به فلان شخص یا سازمان نوشته ام دسترسی پیدا کنم. کافی است که نام خانوادگی شخص یا نام سازمان را وارد کنم و آن را پیدا می کنم.

در طی پانزده سال گذشته این شیوه ورود عنوان کامل به عنوان نام فایل خیلی به من کمک کرده است و می توان گفت که نود و نه درصد فایل های مورد نظر را از طریق نام فایل آنها فراخوانی مجدد کرده ام و مرا در استفاده از نرم افزارهای مدیریت دانش شخصی بی نیاز کرده است و با این شیوه نیازی نمی بینم که از نرم افزارهای دیگر استفاده کنم و وقت خود را صرف ورود اطلاعات در پایگاه اطلاعاتی شخصی یا غیره نمایم. البته همیشه از اطلاعات خود نسخه پشتیبان می گیرم که اگر رایانه ام دچار مشکل شد، اسناد و مدارک شخصی ام از بین نرود.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم دی 1391ساعت 23:52  توسط علیرضا نوروزی  | 

عبارت (Copy editing) که اکنون بسیار رایج است در ادبیات انگلیسی با عبارت های زیر نیز  شناخته می شود:

Line editing

Manuscript editing

Mechanical or stylistic editing

در زبان پارسی برای این عبارت انگلیسی، اصطلاح ویراستاری، ویرایش/ویراستاری ادبی و ویرایش/ویراستاری صوری گذاشته می شود. البته در برخی از متونِ آیین نگارش و ویرایش از اصطلاح «نسخه پردازی» هم استفاده شده است. به طور کلی می توان گفت که وظایف اصلی ویراستار صوری یا ویراستار ادبی عبارتند از: خواندن متن، تطابق دادن متن با زبان روز و اعمال ویرایش های ادبی و دستوری لازم. 

ویراستاری صوری یا ادبی کتاب

ویراستار برای انجام این نوع ویرایش یا ویراستاری بایستی:

الف. با قواعد نشانه گذاری و رسم الخط کاملاً آشنا باشد و علائم و نشانه های مرسوم در کار ویراستاری را فرا بگیرد.

ب. با قواعد املایی و قواعد نگارش نام‏ها به ویژه نام‏های خارجی آشنا باشد.

ج. شیوه نامه های مختلف (خارجی مانند: شیکاگو؛ داخلی مثل راهنمای آماده ساختن کتاب از دکتر ادیب سلطانی) را بررسی نماید.

د.  بر دستور زبان پارسی مسلط باشد و تا حدودی با علم بلاغت (فن معانی و بیان) نیز آشنا باشد. با نثرها و سبک‏های ادبی زبان پارسی نیز آشنایی داشته باشد. 

 وﻳﺮاﻳﺶ ادبی یا صوری مجله 

علاوه بر موارد پیش گفته برای ویراستاری صوری یا ادبی کتاب، وﻳﺮاﻳﺶ ﻣﻘﺎله ها از ﻧﻈﺮ ﮔﺮاﻣﺮی، پاراگراف بندی و فرمت بندی ﻣﻨﺎﺳﺐ، بررسی سبک استنای درون متن مقاله و مآخذ، و ﺗﺼﺤﻴﺢ و کنترل ﻧﻬﺎیی ﻧﻤﻮﻧﻪ ﭼﺎپی یا الکترونیکی مقاله جزو وظایف اصلی ویراستار ادبی یا صوری مجله است.

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم دی 1391ساعت 23:51  توسط علیرضا نوروزی  | 

اگر این فرضیه را بپذیریم که موفقیت یک تیم اعم از تیم فوتبال یا تیم تحقیقاتی بستگی به سبک و شیوه مدیریت و رهبری مدیر یا مربی اصلی تیم دارد، این موضوع را نیز می پذیریم که شکست اغلب گروه ها و تیم های ما ناشی از سبک مدیریت و رهبری مدیران است که در موارد اختلاف سلیقه برخی از اعضاء/بازیکنان تیم، جانب یکی از طرفین را می گیرد و به این ترتیب طرف دیگر شکست می خورد. در حالی که مدیرِ مدبر و کاردان نباید خود وارد معرکه ای شود که برخی از اعضا با برنامه ریزی قبلی پیش می برند و متاسفانه در این سرزمین حقیقت زیر پای برخی افراد لگد مال می شود. مدیر یا مربی تیم باید در تصمیم گیری قاطع باشد و جانبداری نکند.

اختلافات بی ارزش و مخرب اعضای هیات علمی گروه ها  نه تنها به زیان خود گروه ها و اعضای آن تمام می شود؛ بلکه در این میدان کارزار، دانشجویان بی گناه هم قربانی می شوند. 

وقتی که دانشجوی کارشناسی ارشد کتابداری بودم. در جلسه دفاع یکی از همکلاسی هایم شرکت کردم. آن آخرین باری بود که آن دوست عزیز را در عرصه کتابداری این کشور دیدم!؟ از بخت بد روزگار، استاد راهنمای او در مجله ای مقاله ای منتشر کرده بود که به مذاق چند تن از اعضای گروه خوش نیامده بود. روز جلسه دفاع او، علاوه بر استاد داور یک نفر هم به عنوان ناظر از طرف تحصیلات تکمیلی دانشکده آمده بود و آن نماینده محترم هم کسی نبود جز یکی از اعضای همان گروه. آن دانشجوی بخت برگشته خیلی هم خوب کار کرده بود. کارشناسی زبان انگلیسی داشت و بیست و اندی سال تجربه تدریس زبان انگلیسی داشت و اگر در حوزه کتابداری این کشور می‏ماند یقین دارم که خدمت می‏کرد؛ همان زمان داشت کتاب ترجمه می کرد که بعدها رها کرد.

خلاصه استاد داور و استاد نماینده محترم تحصیلات تکمیلی هرچی فریاد داشتند بر سر آن بنده مخلص خدا ریختند و دست آخر به او نمره هفده دادند. بعد از جلسه دفاع آن بنده خدا با من خداحافظی کرد و اگر شما او را در عرصه کتابداری این مرز و بوم دیدید من هم دیدم. آن بنده خدا آن روز به من گفت که می‏روم مغازه داری می‏کنم بهتر از کتاب داری است. ده سال پیش با همسرش مغازه البسه محترمات دایر کرد و مسیر زندگی دیگری را انتخاب کرد که خدا را شکر که موفق بود.

افسوس که به رسم حفظ حرمت نمی ‏شود نام استاد داور و استاد نماینده تحصیلات تکمیلی را آورد. اگر هم نام ببرم خیلی ها باور نخواهند کرد که چرا بزرگان ما گاهی دست به چنین کارهای کوچکی می ‏زنند. گیرم که شما استاد محترم با مقاله یا چقاله ای که آن استاد راهنما نوشته است موافق نیستید؛ مگر «نامه به سردبیر» برای چی گذاشته اند؟ مگر نه برای این است که شما پیرفرزانه و صاحب خرد، نقد و نظر علمی در مورد یک مجله و مقالات و چقالات آن بنویسید و برای سردبیر ارسال کنید؟

از این دست کج رفتاری ها بسیار است. من هم شاگردی داشتم که گروهی او را نابود کردند و دست آخر ترک تحصیل کرد و رفت خادم مسجد شد؛ شاید دعاهای خیرش روزی دامن همان افرادی را بگیرد که مسیر زندگی اش را عوض کردند.

غرض از شرح این حکایت ها آن است که بسیارند دانشجویان، تیم ها و گروه های آموزشی و پژوهشی که قربانی اختلافات بی پایه و اساس اعضای گروه و عدم مدیریت صحیح از جانب مدیر گروه و دانشکده می شوند. البته این اخلاق نامناسب فقط در حوزه کتابداری نیست؛ بلکه می توان گفت که یک مساله حاد جامعه ماست. چندی پیش با مدیر کل امور حقوقی وزارت علوم صحبت می کردم می گفت که اگر در جلسات عمومی اعضای دانشکده حقوق حضور داشته باشید می بینید که این وکلا و حقوقدانان برجسته کشور چگونه سر استاد مشاوری یک پایان نامه با هم می جنگند، در حالی که برای یک پرونده وکالت، حق الوکاله چندین میلیون تومانی می گیرند. به راستی اخلاق و احترام و گذشت و مروت و مدارا کجا رفته است؟

از دلایل عدم موفقیت گروه ها، تنازع و تفرقه مى باشد و بايد آن را از مهمترين عوامل فروپاشی، تضعیف و بهم ریختگی گروه ها تلقى كرد. تفرقه و تنازع باعث می شود که اعضا توان، انرژی و زمان خود را صرف اختلافات ‏بی اساس کنند؛ البته نقش مدیران مدبر گروه ها که در واقع مربی اصلی تیم هستند در حل اختلافات و یا دامن زدن به آن خیلی مهم است. این بحث را با آیه ای از قرآن مجید به پایان می رسانم که خداوند می فرماید: ... وَ لا تَنازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ ريحُكُمْ ... (سوره انفال46) «... با يكديگر تنازع نكنيد كه ضعيف مي‏شويد و قدرت شما از بين می رود ...». 

آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است با دوستان مروت با دشمنان مدارا «حافظ شیرازی»

+ نوشته شده در  شنبه نهم دی 1391ساعت 15:58  توسط علیرضا نوروزی  | 

دلیل به انزوا رفتن افراد غیردانشگاهی و حتی دانشگاهی از صحنه علمی و آکادمیک، باندبازی مجلات و گروه ها می‏باشد. اگرپژوهشگری اعضای هیات تحریریه تمامی مجلات رشته علوم اطلاعات و دانش‏ شناسی (کتابداری و اطلاع رسانی) را بررسی کند و گزارشی تهیه نماید که چند درصد این افراد غیرکتابداری هستند و چند درصد این افراد دوست صمیمی سردبیر و مدیر مسؤول هستند و چند درصد مقالات هم به واسطه همین رابطه ها منتشر می شوند؛ گزارش جالبی خواهد شد. البته آن فرد باید از مسائل پشت پرده برخی از این مجلات اطلاع کسب کند.

  روزی روزگاری در مورد راه اندازی یک مجله انگلیسی زبان در جلسه ای بحث بود همه حاضران حرف هایشان را زدند. در نهایت، بزرگ مجلس به رسم احترام کوچکتر نگه داشتن از حقیر پرسید: نظر شما در مورد دکتر فلانی برای سردبیری این مجله چیست؟ کاش زبانم لال می شد. من که معمولاً سکوت اختیار می کردم اما آن روز از قضا گفتم: «به نظر من سردبیر یک مجله انگلیسی زبان بایستی خودش حداقل دو سه مقاله انگلیسی داشته باشد». گفتن این حرف همانا و زیرآب زدن فردای من نزد دکتر فلانی همانا. آن فرد چون در سازمانی بود که در آن روزگار سمت بالای معاونت پژوهشی داشت؛ مرا از لیست داوران مجلات آن سازمان حذف کرد و دستور داد که سایه مرا با تیر بزنند (سال‏هاست به احترام خودم در مورد خیلی از چیزها سکوت کرده ام؛ مگر لازم باشد گوشه هایی از تجربیاتم را بگویم). پنج سال پیش آن جمله را گفتم؛ اما اینک به این نتیجه رسیده ام که ما در جامعه ای زندگی می کنیم که افراد حتی در بالاترین درجه های علمی و آکادمیک هیچ گونه نقد علمی و هیچ حرف راست و درستی را نمی پذیرند.

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم دی 1391ساعت 6:23  توسط علیرضا نوروزی  | 

کُدِن چیست؟ یک شناساگر (شماره رمز) شش رقمی، به صورت حروفی یا حروفی عددی است که به هر مجله یا مجموعه مقالات یک همایش تخصیص داده می شود. مثال:

To the journal Nature the CODEN "NATUAS" is assigned

To Technology Review the CODEN "TEREAU" is assigned

The Proceedings of the International Conference on Food Factors, Chemistry and Cancer Prevention (ISBN 4-431-70196-6) uses the CODEN "66HYAL"

US patent applications use CODEN "USXXDP"

German patent applications use CODEN "GWXXBX"

References

http://en.wikipedia.org/wiki/CODEN

http://www.astm.org/Standards/E250.htm

CODEN Examples: http://userpage.chemie.fu-berlin.de/~steven/others/CODEN.txt

+ نوشته شده در  شنبه دوم دی 1391ساعت 21:58  توسط علیرضا نوروزی  | 

«در عالم رسانه، خبر هر اندازه هم که بی اساس باشد، از تکذیبیه اش اثرگذارتر است: چه بسیار خبرهایی که عنوان اصلی و درشت صفحه نخست روزنامه ها می شوند اما تکذیبیه شان در گوشه ای از یکی از صفحات کم اهمیت تر جا می گیرد. شبکه های رادیویی و تلویزیونی اصل خبر را بارها در سرخط اخبار پخش می کنند، اما تکذیبیه در زمان‏های کم اهمیت تر و با تکرار کم‏تری پوشش داده می شود. مهمتر آن‏که، تا تکذیبیه بیرون بیاید، خبر اثر خود را بر افکار عمومی گذاشته و واکنش‏هایی برانگیخته که به خودی خود می تواند خبرهای دیگری بیافریند.» منبع: بی بی سی.

+ نوشته شده در  شنبه دوم دی 1391ساعت 20:51  توسط علیرضا نوروزی  | 

یکی از مهمترین رسالت های کتابخانه ها گردآوری و سازماندهی دانش مکتوب و مضبوط است. برای تسهیل دسترسی به دانش مکتوب و مضبوط بایستی دانش را طبقه بندی و سازماندهی کرد. آشکار است که کل دانش موجود در یک کتابخانه در یک کشور اسلامی مثل ایران یا عربستان، دانش اسلامی نیست؛ بلکه بخشی از آن دانش اسلامی (مربوط به مباحث اسلامی و دین مقدس اسلام) و بخش زیادی از آن، دانش جهانی یا فراملیتی (از قبیل ریاضیات، فیزیک، مکانیک، شیمی، پزشکی و غیره) است. از این رو، وقتی بحث از رده بندی مباحث اسلامی می شود، بهتر است بحث از «رده بندی دانش اسلامی» شود و نه بحث از «رده بندی اسلامی دانشِ» جهانی. زیرا رده بندی علومی چون مکانیک و فیزیک جنبه مذهبی مانند اسلامی یا مسیحی نداشته و نخواهد داشت و طرح رده بندی دینی برای این گونه علوم دور از انتظار است. ... ادامه

رده‌بندی دانش اسلامی یا ردبندی اسلامی دانش جهانی. لیزنا: پایگاه تحلیلی خبری کتابداری و اطلاع رسانی ایران، شنبه 25 آذر 1391

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم آذر 1391ساعت 1:1  توسط علیرضا نوروزی  | 

چندی پیش مقاله ای در مورد طبقه بندی روابط کتابشناختی اف.آر.بی.آر. و روابط کتابشناختی باربارا تیلت نوشته بودم که در مجله بین المللی «سازماندهی دانش» در شماره ششم، سال دو هزار و دوازده چاپ شد. دکتر باربارا تیلت در ویرایش و تکمیل این مقاله خیلی به بنده لطف کردند و متن مقاله را دو بار مطالعه و نظرهای سازنده ای ارائه نمودند و به پاس آن زحمات از او قدردانی و تشکر کردم و به طور حتم بدون کمک او شاید این مقاله هرگز به انجام نمی رسید.

به نظر می آید که مقایسه طبقه بندی باربارا تیلت با طبقه بندی روابط کتابشناختی از دیدگاه اف.آر.بی.آر. درک روابط کتابشناختی برای کتابداران به ویژه کتابدارانی که با روابط کتابشناختی باربارا تیلت آشناتر هستند را تسهیل می بخشد. امیدوارم مفید باشد. اگر کسی علاقه مند باشد متن کامل مقاله را برای او ارسال خواهم کرد.

FRBR and Tillett's Taxonomy of Bibliographic Relationships

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم آذر 1391ساعت 2:12  توسط علیرضا نوروزی  | 

برخی از دانشجویان عزیز در خصوص مشاوره و راهنمایی پایان نامه مکاتبه می نمایند و سؤال می کنند که آیا می توان استاد مشاور یا راهنمای پایان نامه آنها بود یا خیر؟ به طور معمول دانشگاه ها ترجیح می دهند که استاد راهنما از همان دانشگاه باشد. در خصوص استاد مشاور باید گفت که انتخاب مشاور باید با هماهنگی قبلی استاد راهنما و گروه مربوطه صورت گیرد. بنابراین، اگر دوست دارید به عنوان مشاور در خدمت شما باشم لطفاً پیش از مکاتبه و هماهنگی با بنده نخست با استاد راهنمای خود و گروه هماهنگی نمایید؛ چه بسا که استاد راهنما و گروه ترجیح بدهد که استاد مشاور را خودشان انتخاب نماید. 

با سپاس

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم آبان 1391ساعت 13:55  توسط علیرضا نوروزی  | 

وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و وزارت بهداشت و مسؤولان امور پژوهشی دانشگاه ها قراردادها و اصولی را تصویب کرده اند که تنها در صورتی که عضو هیات علمی نویسنده مسؤول یا نویسنده اول مقاله (به ویژه مقاله همایش های بین المللی) باشد از او حمایت مالی و پژوهشی به عمل می آید و تشویق و ترفیع صورت می گیرد. لذا چنین قانونی باعث شده است که در نظام علمی ایران برخی  از اعضای هیات علمی به تبع قراردادهای دانشگاه ها و وزارتین شرط بگذارند که در مقاله مشترک خواه برخاسته از پایان نامه و خواه خارج از پایان نامه بایستی یا نویسنده مسؤول یا نویسنده اول باشند؛ در غیر این صورت همکاری علمی نمی کنند که بر اساس قراردادهای وزارتی عدم همکاری طبیعی است.

البته مساله ترتیب نویسندگان لازم است که کمی بازتر شود که برخی از لایه های پنهان ترتیب نویسندگان روشن و آشکار شود. ترتیب نویسندگان در مقاله ها متفاوت است و بستگی به نوع مقاله دارد که در زیر برخی از این موارد شرح داده می شود: 

الف. مقاله برخاسته از پایان‏نامه های دانشجویی که ایده و موضوع اصلی پایان نامه از آن دانشجوست

در کارهای دانشجویی رسم تمام دنیا این است که نام دانشجو اول می آید و عضو/اعضای هیات علمی نویسنده دوم و سوم شوند. در مقاله های فارسی پایان نامه ای اخلاقاً و قاعدتاً نام دانشجو باید اول بیاید. بر اساس قوانین وزارتی در این موارد اگر استاد راهنما یا مشاور نویسنده مسؤول باشد، حتی اگر دوم یا سوم باشند امتیاز پژوهشی خود را می‏گیرند. کار دانشجوست و لزومی ندارد استاد در این موارد نویسنده اول باشد. یک دانشجوی کارشناسی ارشد شاید بخواهد بعدها روی همان موضوع به تحقیق و تفحص بپردازد. پس باید اجازه داد که ایده به نام او در تاریخ علمی کشور و رشته بماند.

همین جا ذکر مساله ای لازم است. دانشجویی پایان نامه فارسی نوشته است و ایده و موضوع پایان نامه هم از آن خود اوست؛ اما متاسفانه قدرت نوشتن مقاله انگلیسی را ندارد و اگر عضو هیات علمی مقاله انگلیسی را ننویسند دانشجو هرگز نمی تواند این کار را انجام بدهد. در مقاله انگلیسی این مدرس است که می توان گفت بیش از پنجاه درصد آن را نوشته است و نام او به طور طبیعی اول می آید و نام دانشجو دوم و مسؤول می آید. ممکن است مدرس به دانشجو بگوید که اینجا هم شما نویسنده اول باشید اشکالی ندارد.

در خیلی از مقاله های پژوهشی فارسی برخاسته از پایان نامه ها به ویژه پایان نامه های کارشناسی ارشد در ایران رسمی «دیکتاتوری علمی» باب شده است که نام استاد راهنما اول زده می شود و نام دانشجو دوم و بعد یواشکی نام استاد مشاور حذف می گردد، (که این دو اشکال اخلاقی و شرعی دارد: تضییع حق دانشجو، و تضییع حق استاد مشاور). در حالی که در برخی از موارد استاد مشاور جور ویرایش علمی و ادبی پایان نامه را کشیده است و حتی مقاله را هم برای دانشجو ویرایش می کند؛ اما چند ماه بعد استاد مشاور می بیند که با کمال ناباوری حتی در سپاسگزاری مقاله هم نامی از او برده نشده است. این موارد دیگر «بی انصافی علمی» است و هیچ نام دیگری نمی توان بر آن گذاشت؛ متاسفانه حتی حق الزحمه استاد مشاوری او هم پرداخت نمی شود. خلاصه اگر استادان مشاور در این گروه های بحث مثل دانشجوها داد و بیداد نمی کنند که در دانشگاه های فلان و بهمان دانشجوها نامشان را در مقاله ها حذف کردند و حق الزحمه مشاوره آنها هم پرداخت نشد، به احترام خودشان است و نیازی به این مقاله ها (و به قول دوستان چقاله های دانشجویی) ندارند.

ب. مقاله برخاسته از پایان‏نامه های دانشجویی که ایده و موضوع اصلی پایان نامه توسط استاد راهنما پیشنهاد می شود و در واقع موضوع پایان نامه به نوعی کار علمی خود استاد راهنماست که انجام آن را به دانشجو واگذار می نماید

گاهی پیشنهاد انجام یک کار پژوهشی (در قالب پایان نامه) توسط عضو هیات علمی مطرح می شود و از محل اعتبار و گرنت خود برخی هزینه های آن را هم می پردازد؛ اما فرد دیگری که اغلب دانشجو می باشد این کار را به اتمام می رساند. چنین مواردی باز هم توافقی است که چه کسی نویسنده اول و چه کسی نویسنده مسؤول باشد. اما به طور کلی در خیلی از مقاله های برخاسته از ایده ها و طرح های پژوهشیِ اعضای هیات علمی دانشگاه ها نویسنده اول عضو هیات علمی است و نویسنده دوم و مسؤول هم دانشجوست. در مجموع، قانون نوشته شده ای برای کارهای علمی وجود ندارد و به طور معمول وجدان فردی و اخلاق حرفه ای و پژوهشی عرف و قانون رایج است. 

ج. مقاله برخاسته از طرح پژوهشی

به طور کلی ترتیب نویسندگان در مقاله های برخاسته از طرح پژوهشی تقریباً مانند مورد «ب» است.

گاهی پیشنهاد انجام یک کار پژوهشی توسط عضو هیات علمی مطرح می شود و از محل اعتبار و گرنت خود هزینه های آن را هم می پردازد؛ اما فرد دیگری که اغلب دانشجوست این کار را به اتمام می رساند. چنین مواردی باز هم توافقی است که چه کسی نویسنده اول و چه کسی نویسنده مسؤول باشد. اما به طور کلی در خیلی از مقاله های برخاسته از طرح های پژوهشیِ اعضای هیات علمی دانشگاه ها نویسنده اول و مسؤول اعضای هیات علمی هستند و نویسنده دوم هم دانشجوست.   

د. مقاله مستقل

در یک کار علمی مستقل، اگر ایده اصلی مقاله اندیشه فکری شماست و شما بیش از پنجاه درصد مقاله را نوشته اید؛ بنابراین بایستی نویسنده اول باشید. در مورد نویسنده مسؤول مکاتبات توافقی است و هیچ قانونی وجود ندارد. گاهی ایده اصلی از آن شماست، بیش از پنجاه درصد مقاله را هم نوشته اید اما برای این که نویسنده همکار هم امتیاز علمی خود را بگیرد او نویسنده مسؤول و دوم مقاله می شود تا بتواند از امتیازهای علمی و پژوهشی استفاده نماید، در غیر این صورت دلیلی ندارد که با شما همکاری نماید. گاهی ایده اصلی از آن شماست ولی فرصت نمی کنید آن را تمام کنید به نویسنده دیگری پیشنهاد همکاری می دهید و او آن را تمام می کند که در نهایت بسته به میزان کار مشترک، افراد به توافق می رسند. 

یک آفت مهم در همکاری علمی

برخی از نویسندگان متاسفانه هم می خواهند نویسنده اول باشند و هم نویسنده مسؤول باشند؛ در حالی که کمتر از پنجاه درصد کار را انجام داده اند و اینجاست که اختلافات علمی بین نویسندگان همکار شروع می شود و ممکن است که افراد به احترام طرف مقابل کوتاه بیایند؛ اما همکاری علمی همین‏جا تمام می شود؛ و این گونه است که خیلی از همکاری های علمی دوام و قوام ندارد. گاهی افراد فقط به خاطر این‏که نویسنده اول در یک کار علمی نیستند وسط کار آن را رها می کنند و عملاً آن کار علمی را با شکست مواجه می کنند.

به طور خلاصه، می توان گفت که این (کج)رفتارها از آفات پژوهش است و یک مقاله (یا به قول برخی از دوستان یک چقاله) ارزش بحث و رنجش ندارد. به خاطر همین کج رفتاری هاست که برخی ها ترجیح می دهند به صورت انفرادی کار کنند تا با «دیکتاتورهای علمی» یا «منفعت طلب های علمی» کار پژوهشی نمایند.

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم آبان 1391ساعت 14:27  توسط علیرضا نوروزی  |