Information Consulting

یکی از موضوع هایی که از سال اول دانشگاه دوست داشتم، «کتابدرمانی» بود؛ هرچند آن زمان نمی دانستم که اسمش کتابدرمانی است. کتاب‏درمانی یعنی استفاده از کتاب و مواد خواندنی سودمند به منظور حل مسائل و مشکلات روانی، روحی و جسمی. در سال های اول دانشگاه، دانشجویی خجالتی بودم. برای اینکه بر خجالتی بودنم مسلط شوم، کتاب های دیل کارنگی (نویسنده شهیر آمریکایی) به ویژه «آیین سخنرانی/ سخنوری» و زندگینامه ها را می خواندم تا بر این مشکل یا مسئله فائق آیم. بعد از خواندن زندگینامه چرچیل امیدوار شدم.

بعدها به کلاس آواز سنتی رفتم و به گروه کر دانشگاه شیراز راه پیدا کردم و جلو پانصد تا هزار نفر در خط مقدم گروه در سالن های دانشگاه شیراز می خواندم. اینک در برابر پانصد نفر هم سخنرانی می کنم. هرچند سخنران همواره تا حدودی ترس و اضطراب دارد و مواظب حرف زدن خود است. بعدها چند بار دیگر از کتابدرمانی استفاده کردم و مقاله هایی که در مورد «وبدرمانی»، و «اطلاع درمانی» به زبان انگلیسی و فارسی نوشتم؛ همه برخواسته از تجربیات عملی در زمینه درمانی بود.


برچسب‌ها: کتابدرمانی, وب درمانی, اطلاع درمانی
+ نوشته شده در  شنبه دوم اسفند 1393ساعت 14:35  توسط علیرضا نوروزی  | 

کتابداری، یک حرفه است نه یک دانش نظری صرف. یعنی وقتی در حوزه کتابداری کار می کنید، پروفسور نمی شوید، بلکه «حرفه ای یا حرفه مند» می شوید. یعنی دانش آموخته کتابداری نباید استاد گروه یا دانشکده کتابداری شود، بلکه باید فردی حرفه ای شود بعد نیز تدریس بکند. نظیر پزشکی که یک حرفه است، نه دانش نظری صرف. امکان ندارد یک استاد جراحی تا به حال جراحی نکرده باشد. امکان ندارد یک استاد خلبانی تاکنون خلبانی نکرده باشد. ولی برخی از اساتید کتابداری تاکنون به صورت عملی وارد هیچ حوزه کتابداری نشده اند؛ مگر به عنوان کاربر / استفاده کننده کتابخانه یا مرکز اطلاعات. کتابداری یک حرفه است. باید تلفیق نظر و عمل باشد. نمی تواند نظری صرف باشد؛ ولی در دانشگاه های ما بیشتر دیدگاه نظری صرف حاکم است.

بین کتابدار بودن و یا صرفاً داشتن اطلاعاتی در حوزه کتابداری تفاوت وجود دارد. کتابداری یک مهارت است. برخی‏ ها پشت مدرک دانش آموختگی کتابداری پنهان شده اند، و مهارت کتابدار و کتابداری و کتابخانه داری ندارند.

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم بهمن 1393ساعت 10:41  توسط علیرضا نوروزی  | 

به نظر شما چه کار کنیم که افراد به کتابخانه های عمومی بیایند؟

برای اینکه فرد یا جامعه ای به یک فرد یا جامعه کتابخوان تبدیل شود، باید از سنین کودکی شروع کرد. به نظرم اگر کتابخانه های عمومی واقعاً می خواهند کودکان و بعدها نوجوانان و جامعه کتابخوان شوند، مادران خانه دار را به کتابخانه بکشنانند. سالن قرائتخانه کتابخانه های عمومی را به مهد کودک تبدیل کنند؛ و یا حداقل یکی از سالن های کتابخانه را مثل مهد کودک کنند و روزی دو ساعت کودکان را نگه دارند؛ تا مادران به امور روزمره خود برسند و رغبت کنند کودکانشان را به کتابخانه بیاورند که شاید در کنار آن خودشان هم حداقل به خواندن کتاب های آشپزی، خیاطی، طراحی، خانه داری، و ... روی بیاورند.

بدین ترتیب کودک در سنین کودکی به کتاب و کتابخوانی و ... عادت می کند. افراد قصه گو و قصه خوان را به کتابخانه دعوت کنید و ....

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم بهمن 1393ساعت 10:29  توسط علیرضا نوروزی  | 

بازنمایی اطلاعات و بازیابی اطلاعات (Information Representation and Retrieval: IRR)، با عنوان نمایه سازی و چکیده نویسی، جستجوی اطلاعات، پردازش و مدیریت اطلاعات نیز شناخته شده است. قدمت آن به نیمه دوم قرن نوزدهم، زمانی که طرح هایی برای سازمان‏دهی موضوعی و رده بندی کتابخانه (همچون رده بندی دهدهی دیویی ) مطرح شد برمی گردد. اما پژوهش در زمینه بازنمایی و بازیابی اطلاعات بعد از جنگ جهانی دوم به طور گسترده ای فزونی یافت.

مهم نیست که اطلاعات در چه فرمتی باشد، آنچه که مهم است این است که پیش از آنکه «بازیابی» شود، بایستی «بازنمایی» شود. بازنمایی اطلاعات شامل  استخراج برخی از عناصر و مفاهیم (کلیدواژه ها، اصطلاح ها یا عبارت ها) از یک مدرک و انتساب و تخصیص اصطلاح های نمایه ای (توصیفگرها یا سرعنوان های موضوعی) به آن مدرک است، به طوری که محتوا و مفهوم اصلی آن نشان داده شود (نمایانده شود). بازنمایی اطلاعات به طور کلی از طریق نمایه سازی، چکیده نویسی، تلخیص (Summarization)، استخراج (Extraction)،  طبقه بندی (Categorization). 

«پردازش اطلاعات» و «مدیریت اطلاعات»، اگرچه دارای معانی مختلفی هستند، اما اغلب به عنوان مترادف «بازنمایی اطلاعات» در نظر گرفته می شوند. در حالی که «پردازش اطلاعات» دلالت دارد بر اینکه چگونه اطلاعات برای مقاصد بازیابی آماده سازی و فراهم آوری شود؛ و «مدیریت اطلاعات» با طیف گسترده ای از امور و فعالیت های مرتبط با اطلاعات، از انتخاب اطلاعات به حفاظت اطلاعات سروکار دارد.

Reference
Chu, Heting (2003). Information Representation and Retrieval in the Digital Age. Second Edition. Information Today, Inc.

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم بهمن 1393ساعت 16:53  توسط علیرضا نوروزی  | 

اعتبار یک مجله به مقاله هایی است که چاپ می کند. هیئت تحریریه مجله ها ترجیح می دهند مقاله هایی را بپذیرند که برای مجله خود اعتبار، خواننده و استناد می آورد. تجربه نشان داده است مقاله های برگرفته از مطالعه موردی که مبتنی بر یک شهر و استان و کشور خاص هستند کمتر در سطح جهانی مورد استفاده وا ستناد قرار می گیرند.

بایستی از ارسال مقاله ها یا مطالعه های موردی محلی، استانی، سازمانی و ملی برای مجله های بین المللی پرهیز کرد. زیرا مطالعه های موردی محلی و ملی چندان مورد توجه خوانندگان خارجی قرار نمی گیرند؛ به ویژه اگر کشور مورد مطالعه کشوری جهان سومی باشد. مطالعه های موردی که در سطح بین المللی یا قاره ای اجرا شده اند تا حدودی مورد توجه (استفاده و استناد) قرار می گیرند. به نظر می رسد که پژوهش های بین المللی (جهانی) و مقاله های نظری و مروری بیش‏تر مورد توجه (استفاده و استناد) قرار می گیرند.

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام دی 1393ساعت 9:58  توسط علیرضا نوروزی  | 

در مورد واژه «اطلاعات» به صورت جمع به عنوان برابرنهاده واژه «اینفورمیشن»، نکته ای قابل ذکر است. واژه «انفورماسیون» در زبان فرانسه در حالت جمع، علامت جمع «اس» می گیرد. واژه «اطلاع» در زبان فارسی قدمت زیادی دارد؛ اما اینکه چرا علامت جمع عربی «ات» گرفته است، شاید به تبع جمع فرانسه آن باشد چون قاجارها به فرانسه بسیار سفر می کردند و برخی روزنامه های آن زمان تحت تأثیر زبان و ادبیات فرانسه بودند. برخی واژه های فرانسوی وارد شده به زبان فارسی مثل «نمره» در حالت جمع «ات» عربی گرفته اند، مثل: نمرات. البته واژه اینفورمیشن در زبان انگلیسی علامت جمع نمی گیرد. باید دید که واژه اطلاعات نخستین بار در زبان فارسی در کدام منبع به کار رفته است و آن منبع تحت تاثیر چه زبان خارجی بوده است. جالب است که در زبان عربی در حالت مفرد «معلومة» و در حالت جمع «معلومات» برای واژه اینفورمیشن به کار می روند. به نظر می رسد که واژه اطلاعات به صورت مصطلح در رشته کتابداری رواج یافته و تغییر آن بعد از نیم قرن غیرممکن است. زبان فارسی نیز در بیان برخی مفاهیم و پذیرش برابرنهاده آنها مشکلات خاص خود را دارد. برای نمونه، در زبان انگلیسی (Library Science / Librarianship) به معنای «علم کتابخانه» یا «کتابخانه داری» است؛ ولی در زبان فارسی «کتابداری» مصطلح شده است. از این دست مصطلح ها در زبان فارسی زیاد است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم دی 1393ساعت 10:5  توسط علیرضا نوروزی  | 

در مطالعات تاریخی و جامعه شناسی، روش یا رویکردی وجود دارد با عنوان «Historical contextualization»  که در زبان و ادبیات پارسی آن را «زمینه کاوی تاریخی» ترجمه می کنند. در حوزه علم رایانه و طراحی الگوریتم های رتبه بندی هنگام رتبه بندی عناصر و عبارات و کلمات، نه تنها بسامد یا فراوانی واژه ها را، بلکه بستر نحوی و بافت زمینه ای هر عنصر و کلمه را می کاوند و مدنظر قرار می دهند؛ از آنجا که قبل از توزین و سنجش بسامد،  نخست به کاویدن بافت زمینه ای و تعیین محل حضور واژه یا عبارت یا عنصر پرداخته می شود؛ در نتیجه به کار بردن واژه «زمینه کاوی» برای واژه «Contextualization» مناسب است. 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم دی 1393ساعت 10:0  توسط علیرضا نوروزی  | 

نامتقارنی اطلاعاتی (Information Asymmetry) بدین معناست که یک طرف معامله ای، اطلاعات و دانش بیشتری نسبت به طرف دیگر معامله دارد. نامتقارنی اطلاعاتی زمانی رخ می دهد که یک طرف قضیه دسترسی به اطلاعاتی دارد که طرف دیگر بدان دسترسی ندارد؛ و بیشتر در امور تجاری، بازرگانی و کسب و کار پیش می آید. البته در حوزه های صنتعی، سیاسی و اجتماعی هم ممکن است برای افراد پیش آید. اینترنت و شبکه‏ های اطلاعاتی، نامتقارنی اطلاعاتی را تا حدودی کاهش داده اند.


برچسب‌ها: نامتقارنی اطلاعاتی
+ نوشته شده در  شنبه ششم دی 1393ساعت 11:27  توسط علیرضا نوروزی  | 

لنز (Lens) یک پایگاه اطلاعاتی برای جستجوی پروانه های ثبت اختراع (پتنت) است؛ که امکان جستجوی ساده و جستجو پیشرفته را دارد.

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم آذر 1393ساعت 10:11  توسط علیرضا نوروزی  | 

کتابخانه اجتماعی، نمونه ای از یک شبکه دانشی اجتماعی است

کتابخانه اجتماعی، کتابخانه ای است که محتوای آن دوسویه است؛ یعنی هم کتابداران و هم کاربران در گردآوری، تولید و سازمان‏دهی اطلاعات نقش دارند. و چارچوبی برای مدیریت مجموعه کتابخانه و بهبود آن از طریق افزایش اطلاعات دقیق و ارزیابی شده توسط افراد بالادست (کتابداران) با اطلاعات اجتماعی زیردست ها (کاربران) فراهم می نماید.

منبع: لیزنا

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم آذر 1393ساعت 14:23  توسط علیرضا نوروزی  | 

Social Library and Social OPAC : SOPAC

علیرضا نوروزی

 چکیده

این سخنرانی به معرفی و تعریف کتابخانه اجتماعی (کتابخانه دو) و فهرست اجتماعی (فهرست دو) می پردازد. مفهوم کتابخانه اجتماعی، مفهوم نوینی است که پس از ظهور وب دو و شبکه های اجتماعی مطرح شده است.

اصطلاح «اجتماعی» امروزه معنایش خیلی گسترده تر از آن است که فردی یک توئیت یا پست (پیام) روی شبکه اجتماعی (فیس‏بوک، توئیتر، و ...)  بگذارد. اصطلاح «کتابخانه اجتماعی» در متن حاضر بر کتابخانه ای دلالت دارد که از فناوری های وب 2، شبکه های اجتماعی و کاربران برای غنی سازی اطلاعات استفاده می  نماید. قابل ذکر است که اصطلاح «کتابخانه اجتماعی» در قرن هجدهم و نوزدهم به معنای کتابخانه عمومی مشارکتی به کار می رفته است.

کتابخانه اجتماعی، کتابخانه ای است که محتوای آن دوسویه است؛ یعنی هم کتابداران و هم کاربران در گردآوری، تولید و سازمان‏دهی اطلاعات نقش دارند. و چارچوبی برای مدیریت مجموعه کتابخانه و بهبود آن از طریق افزایش اطلاعات دقیق و ارزیابی شده توسط افراد بالادست (کتابداران) با اطلاعات اجتماعی زیردست ها (کاربران) فراهم می نماید. کتابخانه اجتماعی، نمونه ای از یک شبکه دانشی اجتماعی است. در واقع، اجتماع یا گروهی در مجاورت یک حوزه موضوعی و دانشی خاص به وجود می آورد و اطلاعات زمینه ای به دست آمده از طریق خرد جمعی را بدان اضافه می نماید. این مسئله به ویژه در کتابخانه های تخصصی حائز اهمیت خاصی است. شبکه دانشی اجتماعی، یک محیط مجازی و اینترنتی است که محتویات یا منابع اطلاعاتی هسته در زمینه یک موضوع خاص توسط متخصصان گردآوری، سازماندهی و دسترس‏پذیر می شود. آنگاه خرد جمعی، تجربه و دانش جامعه استفاده کننده نیز به واسطه فناوری های وب 2 و شبکه های اجتماعی بدان افزوده می شود.

کتابخانه اجتماعی در حقیقت، فناوری های وب دو، کتابخانه دو و شبکه های اجتماعی را به کار می گیرد؛ و کتابخانه های سنتی را از طریق به کارگیری مشارکت کاربران پیش می برد؛ و یک فضای اجتماعی تعاملی از کاربران ایجاد می کند. کتابخانه دو و کتابخانه اجتماعی هر دو مفاهیم نسبتاً جدیدی هستند که دیدگاه متخصصان اطلاعات را نشان می دهد.

«فهرست کتابخانه ای اجتماعی»، فهرستی است که امکان برچسب گذاری، ستاره دهی، و نقد آثار موجود در فهرست کتابخانه را فراهم می نماید؛و قابلیت های وب 2 و شبکه های اجتماعی را در فهرست به کار می گیرد. لازمه یک فهرست کتابخانه ای اجتماعی، داشتن نرم افزارهای کتابخانه ای اجتماعی و شبکه های اجتماعی است. به طوری که نرم افزار کتابخانه ای امکان اختصاص دادن یک صفحه شخصی به هر کاربر را فراهم نماید تا کاربر بتواند منابع اطلاعاتی موجود در فهرست کتابخانه را مطالعه، نقد، ستاره گذاری یا برچسب گذاری کند و آن را با دوستان خود به اشتراک بگذارد. در واقع، این فهرست ها امکان شخصی سازی دارند. فهرست دو یا فهرست اجتماعی همچنین این امکان را دارد که منابع اطلاعاتی مناسب و مرتبط را به کاربران مناسب پیشنهاد نماید؛ و همچنین کاربران با علائق موضوعی مشابه را شناسایی و به همدیگر معرفی نماید. این فهرست همچنین می تواند منابع محبوب، پُراستفاده، و پُربارگیری شده را نیز معرفی نماید.

 کلیدواژه ها: فهرست‏نویسی اجتماعی، فهرست اجتماعی، وب 2، کتابخانه 2، کتابخانه اجتماعی

اطلاعات کتابشناختی: نوروزی، علیرضا (1393). کتابخانه اجتماعی و فهرست اجتماعی: سخنرانی. کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران، تهران 10 آذر 1393.  قابل دسترس در: www.slideshare.net/noruzi/social-library-and-social-opac-sopac

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم آذر 1393ساعت 16:13  توسط علیرضا نوروزی  | 

دوستان عزیزی که نظر می گذارند و پرسشی مطرح می نمایند، و یا درخواست راهنمایی یا وقت ملاقات دارند. لطفاً به طور مستقیم به آدرس پست الکترونیکی (anoruzi(at)gmail.com) اینجانب مکاتبه فرمایند. با سپاس

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم آبان 1393ساعت 12:3  توسط علیرضا نوروزی  | 

Scientometric analysis of Iraqi-Kurdistan universities’ scientific productivity 

Alireza Noruzi & Mohammadhiwa Abdekhoda

 Abstract:

Purpose: This purpose of this study is to examine research performance of Iraqi-Kurdistan universities, using the number of papers appearing in journals and proceedings, and the number of citations received by those papers as covered by Scopus, 1970-2012. This study also identifies subject coverage (domain/field) of publications and determines the preference of research communication channel within the research community? 

Design/methodology/approach: A total of 459 papers published by Iraqi-Kurdistan universities and indexed by Scopus during the given time period were considered. The source items (i.e. records of publications by the faculty members of the Iraqi-Kurdistan universities) were all the documents published in international journals and proceedings indexed by Scopus (an Elsevier bibliographic database) from the time period ranging from 1970 to 2012. All papers having an authorship or a co-authorship associated with the Iraqi-Kurdistan universities were included and the number of citations received by them was counted for the period. 

Findings: The study found that major journals used by Iraqi-Kurdistan universities were Eastern Mediterranean Health Journal, Journal of Chinese Clinical Medicine, Asian Journal of Chemistry, Hemoglobin and Journal of Applied Sciences Research. Additionally, three older institutions (Salahaddin University-Hawler, University of Sulaimani and University of Duhok) were the most productive universities. Moreover, the study revealed that 237 of 459 (52 per cent) of publications have international collaborations. It is further evident that among the 459 publications, 211 (40 per cent) have been cited 1,020 times; while 248 (60 per cent) of the papers have not been cited even once, so about 60 per cent of the papers were invisible to world science during the study period. This study also noted that the 25 highly cited papers were cited 484 times, representing 47 per cent of all the citations (484 of 1,020). This indicated a concentration effect, whereby a relatively small number of papers earn most of the citations and research impact generated by the faculty members of Iraqi-Kurdistan universities. 

Originality/value: This is the first scientometric research to analyse Iraqi-Kurdistan universities’ scientific productivity. 

Keywords: Research productivity, Scientometrics, Iraq, Publication productivity, Bibliometrics, Kurds.

 Source: Noruzi, Alireza, & Abdekhoda, Mohammadhiwa (2014). Scientometric analysis of Iraqi-Kurdistan universities’ scientific productivity. The Electronic Library, 32(6), 770-785. Available at: http://www.emeraldinsight.com/doi/abs/10.1108/EL-01-2013-0004

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم آبان 1393ساعت 11:57  توسط علیرضا نوروزی  | 

سلام دوستان مدتي در سفر بودم و اكنون در تهران هستم اگر امري داشتيد با آدرس پست الکترونیکی (anoruzi(at)gmail.com) مکاتبه فرمایید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم شهریور 1393ساعت 13:33  توسط علیرضا نوروزی  | 

وقتی که دانشجو بودم هرگز نپذیرفتم که برای کسی یا جایی بیگاری کنم (البته از بچگی ام زیر بار زور نمی رفتم :) ). تنها جایی که از ما به نحوی بیگاری می کشیدند هنگام کارورزی در دوره کارشناسی بود، که آن‏هم باعث شد با کار بیش‏تر آشنا شوم. در طول سال های گذشته هم که مدرس بودم، هرگز نپذیرفتم برای کسی بیگاری کنم و هرگز از هیچ دانشجویی بیگاری نکشیدم. تا حد امکان سعی کردم که دانشجویان کارهایی انجام دهند که در نهایت زمینه نشر آن فراهم شود. برخی دانشجویان نمی خواستند و نمی خواهند با مدرس کنار بیایند و به بهانه های مخلتف تن به پژوهش ندادند و نمی دهند، بعد می گویند: «من برای فلان استاد کار علمی انجام بدهم که به نام خودش چاپ کند». سال ... وقتی که درس نمایه سازی و چکیده نویسی در دوره کارشناسی ارشد تدریس می کردم یکی از دانشجویان واقعاً محترمه، سرکلاس گفت: استاد آقای ... می گوید من برای دکتر نوروزی تحقیق انجام بدهم و مقاله بنویسم. یک لحظه فکر کردم و همان‏جا گفتم: آقای ... اگر برای من می نویسی ننویس، مرا چه نیازی است به کار و تحقیق و مقاله و چغاله شما. متاسفانه برخی دانشجویان فکر می کنند که اگر مقاله بنویسند برای استاد می نویسند.

در هیچ‏یک از کارهایی که دانشجوها انجام دادند هرگز نپذیرفتم که اسم من پیش از نام دانشجو بیاید مگر این‏که در آن کار واقعاً بیش از پنجاه درصد کار را من انجام داده باشم و ایده اصلی کار از آن من باشد. در مقالاتی که مستخرج از پایان نامه بود در همه موارد بدون چون و چرا نام دانشجو اول است. برخی کتاب ها و مقاله هایم به خاطر همکاری با دانشجو سوخت، برای این‏که دانشجو درس او تمام شد و رفت پی زندگی اش و من ماندم و کار ناتمامی که دیگر نمی شود تمام کرد. یک مورد هم موضوعی که خودم کار می کردم به دانشجو دادم که مطالعه کند و با هم بنویسیم، بعد از چند ماه دیدم که فلان جا مقاله به نام خودش داده و بعدها دیگر روی آن موضوع کار نکردم، البته او را بخشیدم و آلان هم با او رفیقم.

آنچه که من در ذهن داشتم و همیشه به دانشجویانم می گفتم این بود که هیچ چیزی ننویسید مگر این‏که می خواهید جایی آن را چاپ کنید و یک سود و فایده علمی و عملی برای شما داشته باشد. پایان نامه باید به شما یک تخصص بدهد، به آینده شغلی شما کمک کند و در آینده نشان دهند که شما در فلان حوزه موضوعی تخصص دارید. اگر موضوعی غیر این است دلیلی ندارد که شما در مورد آن پایان نامه بنویسد و همیشه هم نباید پی دلتان بروید (در مورد هر موضوعی دلتان می خواهد مقاله بنویسید ولی پایان نامه فرق دارد). شما شش ماه تا یک سال از عمر گرانبهای خود را روی پایان نامه می گذارید پس حداقل چند مقاله از آن به نام خود ثبت کنید.

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم مرداد 1393ساعت 12:49  توسط علیرضا نوروزی  |