تبليغاتX
Knowledge Science = دانش شناسى
Knowledge Science

دانشگاه شانگهای جیاو تانگ (Shanghai Jiao Tong University) از سال ۲۰۰۳ اقدام به رتبه بندی دانشگاه ها در سطح جهان، قاره و کشور می­نماید. این رتبه بندی بر مبنای روش­های علم­سنجی و شاخص­های کمّی است. شاخص­های رتبه بندی موردنظر عبارتند از (سطح آموزش دانشگاه­ها، سطح اعضای هیأت علمی دانشگاه­ها، تولیدات علمی دانشگاه­ها و اندازه دانشگاه­ها) (نگاه شود به جدول زیر).

 

Criteria

Indicator

Code

Weight

Quality of Education

Alumni of an institution winning Nobel Prizes and Fields Medals

Alumni

10%

Quality of Faculty

Staff of an institution winning Nobel Prizes and Fields Medals

Award

20%

Highly cited researchers in 21 broad subject categories

HiCi

20%

Research Output

Articles published in Nature and Science*

N&S

20%

Articles in Science Citation Index-expanded, Social Science Citation Index

SCI

20%

Size of Institution

Academic performance with respect to the size of an institution

Size

10%

Total

 

 

100%

 
   در اغلب کشورهای جهان، دانشگاه هایی که در این رتبه بندی جایگاهی ندارند، به انتقاد از آن می­پردازند. با این حال، این هم خط کش دیگری است برای ارزیابی اعتبار و رتبه دانشگاه­های جهان. همان­گونه که در پژوهشی در سال گذشته اشاره شد "میزان مقاله های منتشر شده توسط متخصصان یک حوزه علمی شاخصی كمّی است که برای ارزیابی، مقایسه و رتبه بندی آن حوزه علمی در سطح ملی یا برای مقایسه حوزه های علمی مختلف در سطح بین المللی به کار گرفته می‌شود. این شاخص کمّی نشان‌دهنده‌ فراوانی تعداد پژوهش‌ها و مقاله های نوشته شده توسط متخصصان یک حوزه علمی است كه در طول یک دوره‌ زمانی مشخص انجام شده است. باید خاطر نشان کرد که میزان انتشارات یک دانشگاه یا یک کشور در رتبه بندی علمی آن دانشگاه یا کشور در سطح جهان تأثیر اساسی دارد. این یکی از دلایلی است که دانشگاه‌های ایران نتوانسته اند در بین ۵۰۰ دانشگاه برتر جهان جایگاهی داشته باشند. این شاخص ۲۰ امتیاز به خود اختصاص داده است و شاخص دیگر یعنی قرار گرفتن آثار پژوهشگران یک دانشگاه در بین آثار پُراستناد نیز ۲۰ امتیاز به خود اختصاص داده است. لذا می­توان نتیجه گرفت که میزان انتشارات و کیفیت انتشارات ۴۰ درصد امتیازها را به خود اختصاص داده‌اند (نوروزی و علیمحمدی، ۱۳۸۵).

   جالب است که از بین دانشگاه­های قاره آسیا، هفت دانشگاه آن اسراییلی و یک دانشگاه ترکیه ای است و بقیه ژاپنی، چینی، استرالیایی و جنوب شرق آسیایی هستند. براستی چرا اَبَردانشگاه­های ایرانی مانند دانشگاه تهران و دانشگاه صنعتی شریف نتوانسته اند در جهان جایگاهی داشته باشند؟ جواب آن شاید تا حدی روشن باشد. چند پرسش ساده: دانشگاه تهران و صنعتی شریف چند هزار عضو هیات علمی دارند؟ با یقین می­توان گفت که هر دانشگاه بالای ۱۵۰۰ عضو هیأت علمی دارد. حال هر دانشگاه چند هزار دانشجوی دکترا دارد؟ به طور حتم، بالای هزار دانشجوی دکترا؟ پرسش بعد این است که هر دانشگاه در سال چند هزار مقاله بین المللی در مجله های معتبر جهانی منتشر می­کند؟ اگر به طور میانگین هر دانشگاه حداقل ۱۵۰۰ عضو هیات علمی و ۵۰۰ دانشجوی دکترا داشته باشد، مجموع آن برابر است با ۲۰۰۰. انتظار می­رود که هر عضو هیأت علمی و هر دانشجوی دکترا سالی حداقل یک مقاله بین المللی داشته باشند؟؟؟ جالب است که دانشگاه تهران در طی ده سال گذشته کمتر از ۳۰۰۰ مقاله بین المللی داشته است. در حالی که انتظار می­رود که حداقل سالی ۲۰۰۰ مقاله علمی داشته باشد و در ده سال باید حداقل بیست هزار مقاله علمی منتشر کرده باشد؟؟؟ البته دانشگاه تهران فقط به عنوان نمونه ذکر می­شود و نگارنده دوست دارد که دانشگاه تهران به نام ایران جایگاهی در سطح جهان داشته باشد.

بحث و نتیجه گیری

   به راحتی می­توان فهمید که نظام آموزشی و پژوهشی این کشور بیمار است. دولت باید بودجه در اختیار دانشگاه­ها قرار دهد و به دانشگاه­ها اختیارات بیشتری اعطا نماید؛ دانشگاه­ها باید مجهز به فناوری­های اطلاعاتی و ارتباطی نوین باشند؛ دانشگاه­ها باید اساتید را موظف به یادگیری زبان انگلیسی نمایند و به طبع آن اساتید بایستی موظف به انتشار مقاله علمی و معتبر به زبان انگلیسی به نام دانشگاه­های محل خدمت خود باشند. دانشجویان دکترایی که حداقل دو مقاله در دوران تحصیل خود منتشر نکرده باشند، اجازه دفاع نداشته باشند. شاید این یکی از دلایلی باشد تا بزرگانی که در مجله های خارجی مقاله علمی ندارند به انتقاد شدید از نمایه های استنادی علوم و پایگاه آی.اس.آی بپردازند.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم مرداد 1386ساعت 0:48  توسط کتابدار پارسی  |